سوخو 35؛ جنگنده بی رحم

سوخو 35؛ جنگنده بی رحم

مقدمه

در اواسط دهه 70 میلادی با ارائه جنگنده های F-15 و F-16 توسط ایالات متحده درست در اوج جنگ سرد خلبانان بلوك شرق عملا برتری هوایی خود را نسبت به غرب از دست دادند تا اینكه در دهه 80 میلادی با معرفی دو جنگنده جدید و بسیار توانای شوروی یعنی Su-27 و Mig-29 دوباره موازنه قدرت در آسمان ها ایجاد شد. جنگنده های Su-27 و Mig-29 حتی در مواردی توانستند بسیار بهتر از رقبای غربی خود عمل كنند.

سوخو35

با طراحی و ساخت این دو جنگنده و مهمات و تسلیحات آنها یك جهش تكنولوژی بسیار بزرگ در صنعت هوانوردی اتحاد جماهیر شوروی رخ داد و فصل جدیدی در ساخت جنگنده های كارا و مدرن در این كشور آغاز شد.

تا قبل از ساخت Su-27 و Mig-29 واقعا روس ها حرف جدی برای گفتن در ساخت جنگنده ها و بخصوص تسلیحات آن ها نداشتند. برای نشان دادن این ضعف می توان به تجهیز جنگنده های روسی كشور عراق به موشك های فرانسوی برای افزایش كارایی در جنگ با ایران اشاره كرد.

Su-27 كه در غرب با نام Flanker از آن یاد می شود توانست در میان رقبای خود چه روسی و چه آمریكایی حرف اول را بزند و برای مدت ها با ابهت در آسمان ها فرمانروایی كند.

Su-27 از آیرودینامیك و طراحی بدنه ی فوق العاده ای بهره می برد. این آیرودینامیك و طراحی خاص توانایی فوق مانورپذیری را به Su-27 می دهد در واقع Flanker در زمان خود و در حال حاضر یكی از مانورپذیرترین جنگنده هاست.

دفتر طراحی سوخوی با توجه به طراحی فوق العاده Flanker سعی كرده است در مدل های بعدی جنگنده های خود از این طراحی حتی الامكان استفاده كند. به این ترتیب جنگنده هایی مانند Su-30 ، Su-33 ، Su-35 و ... كه از طراحی بدنه Su-27 به میزان بسیار زیاد در طراحی آنها استفاده شده به اعضای خانواده Flanker معروف شده اند.

Su-35BM آخرین مدل ارائه شده از خانواده Flanker است كه به تولید انبوه رسیده و در حال واگذاری به نیروی هوایی فدراسیون روسیه برای مقابله با توان هوایی ناتو و آمریكاست.

Flanker به معنی حمله كننده از جناحین است یعنی چیزی كه به طور ناگهانی و از طرفین حمله ور می شود و اساس كار آن بر شكار و حمله است این نام (Flanker) با توجه به مشخصات و ویژگی ها Su-27 از سوی ناتو بر روی آن گذاشته شده است.

هواپیمای Su-35BM یك شكارچی به تمام معناست و به صورت فوق العاده ای توان تهاجم ، حمله و غافلگیری را دارد با توجه با مشخصات این جنگنده شكارچی ، ناتو به آن لقب Super Flanker را داده است.

سوخو35

Su-35BM یك جنگنده نسل چهارم و بسیار پیشرفته روسی است كه برای اهداف زیر طراحی و ساخته شده است :

- كسب برتری هوایی

- شكار انواع هواپیماهای بدون سرنشین و سرنشین دار همچون جنگنده های پنهانكار F-22 و F-35

- حمله به اهداف زمینی و از بین بردن زیر ساخت های دشمن به كمك سیستم AAD

- حمله به انواع شناور

از ویژگی های بارز Su-35BM می توان به موارد زیر اشاره كرد :

- استفاده از بدنه Su-27

استفاده از این بدنه و آیرودینامیك به همراه سیستم تغییر راستای رانش به این شكارچی توانایی مانورپذیری خارق العاده می دهد و در نبرد های هوایی و همچنین فرار از پدافند دشمن كار آنرا بسیار آسان می كند.

- سطح مقطع راداری كم

- سیستم اطلاع دهنده برای هدف گیری بسیار دوربرد

- كاكپیت تمام دیجیتال مجهز به نمایشگرهای LCD بزرگ و چند كاره

- میله كاوشگر برای سوخت گیری هوایی

- سیستم ارسال اطلاعات به صورت كد و رمز برای واحدهای هوایی ، زمینی و دریایی

- 14 محل برای حمل بار خارجی مانند تسلیحات

- استفاده از طیف گسترده ی بمب ها و موشك های هوایی ، زمینی و دریایی

- استفاده از سنسورها و پردازندهای الكترونیكی بسیار قدرتمند با توان محاسبه ی بسیار بالا

- استفاده هم زمان از سیستم موقعیت یاب آمریكایی (GPS) و سیستم موقعیت یاب روسی (GLONAS)

- وابستگی كم به پایگاه زمینی

- رادار بسیار قدرتمند

- توانایی درگیری همزمان با اهداف زمینی ، هوایی و دریایی

- برد عملیاتی بسیار بالا (چیزی بیش 4000 كیلومتر)

و ...

(این جنگنده به دلیل استفاده گسترده از تجهیزات الكترونیكی و هوشمند مانند یك ابر رایانه ی پرنده به نظر می آید.)

با در نظر گرفتن فاكتورهای مختلف از قبیل قیمت ، كارایی و ... می توان گفت SU-35BM كارآمدترین جنگنده حال حاضر جهان است.

در طی یك تحقیق و مقایسه انجام شده توسط یكی از مراكز هوانوردی بزرگ اروپا بین Su-35BM وF-22 كه امید آمریكا در نبردهای هوایی به شمار می آید مشخص شد كه SuperFlanker نسبت به Raptor از حق شلیك اول برخوردار است و در نبرد هوایی توان شكست دادن رپتور را دارد.

Su-35BM محبوب ترین عضو خانواده فلانكر در روسیه است. محبوبیت Su-35BM به دلیل 100 درصد بومی بودن آن است. برخلاف بیشتر جنگنده های ساخت كمپانی سوخوی كه از رادار و نمایشگرهای ساخت غرب و بیشتر فرانسه استفاده می كنند ، رادار و نمایشگرهای Su-35BM همگی ساخت كشور روسیه هستند.

مشخصات

طول : 21.9 متر

ارتفاع : 5.9 متر

طول بالها : 15.3 متر

موتورها : دو دستگاه Saturn AL-41F1A با سیستم تغییر راستای رانش

بیشینه وزن در هنگام Take-off با حداكثر ظرفیت بارگذاری : 34.5 تن

بیشترین سوخت قابل ذخیره و حمل : 29 تن

بیشترین وزن تسلیحات قابل حمل : 8 تن

سقف ارتفاع پروازی جنگنده : 18 كیلومتر

حداكثر برد بدون استفاده از مخازن سوخت خارجی : 3600 كیلومتر

حداكثر برد با مخازن سوخت خارجی : 5000 كیلومتر

ماكزیمم سرعت : 2.5 ماخ

حداكثر نیروی گرانشی قابل تحمل برای جنگنده : g9

حداكثر زاویه انحراف قابل تحمل : 180 درجه ( در منابعی از 360 درجه هم یاد شده !)

میزان مسافت طی شونده برای برخاستن جنگنده از سطح زمین در شرایط نرمال : 400 متر

سوخو35

برخی دیگر از ویژگی ها

جنگنده Su-35BM از سیستم راداری( Tikhomirov NIIP Irbis-E (N035E با قابلیت هدایت پرتوهای الكترونیكی كنش پذیر به عنوان رادار اصلی استفاده می كند علاوه بر این رادار ، این جنگنده توانایی استفاده از رادار Phazotron NIIR radar و یا (Sokol III (N031 Zhuk-MSFEرا نیز به عنوان رادار اصلی دارد.

Tikhomirov NIIP Irbis-E از یك آنتن اسكن الكترونیكی فعال(ESA) ، جلونگر فروسرخ و یك سیستم كامپیوتریEKVS-E BTsVM Solo35 استفاده می كند. این رادار توانایی تشخیص یك هدف با سطح مقطع راداری 3 متر مربع را از 400 كیلومتری داراست و می تواند 30 هدف را بطور همزمان تشخیص دهد همینطور با تشخیص 30 هدف همچنان می تواند به جستجوی خود ادامه دهد.

رادار Irbis-E می تواند به راحتی برای هدف قرار دادن مواضع دشمن در هوا ، زمین و یا دریا مورد استفاده قرار گیرد.جنگنده Su-35BM با رادارIrbis-E می تواند همزمان 4 هدف زمینی برای حمله در نظر بگیرد و به 2 هدف به طور همزمان حمله ور شود.

یكی دیگر از ویژگی های بارز و منحصر به فرد این جنگنده و رادار آن توانایی درگیری با چند نوع هدف با ماهیت های متفاوت است. مثلا این جنگنده همزمان می تواند با اهداف زمینی و هوایی درگیر شود و به آنها حمله كند.

سوخوی-35 بی ام همچنین از یك رادار برای كنترل وضعیت عقب جنگنده استفاده می كند. این رادار در بین دو موتور جنگنده قرار گرفته است. این رادار نیزTikhomirov NIIP است. رادارTikhomirov NIIP مجهز به سیستم پشت نگر فروسرخ است. این جنگنده از سیستم مسافت یاب و نشانه گیری لیزری نیز استفاده می كند.

این جنگنده مجهز به یك سیستم فوق العاده پیشرفته KNIRTI L175M Khibiny-M برای انجام جنگ های الكترونیك می باشد. اختلال و ایجاد پارازیت در امواج مورد استفاده دشمن ، ایجاد اختلال و مشكل در هدف گیری Su-35BM توسط دشمن ، اختلال در سیستم های هشدار دهنده دشمن زمانی كه Su-35BM آنها را هدف گرفته است و ... بخشی از و ظایف سیستم Khibiny-M است.

كامپیوتر قدرتمند این جنگنده تمام قسمت ها و همچنین وضعیت جلو و عقب جنگنده را تحت نظر دارد و این اطلاعات را از طریق دو صفحه نمایش LCD بزرگ و همچنین نمایشگرهای پلاسمای موجود در كلاه خلبان در اختیار او (خلبان) قرار می دهد تا خلبان بتواند تصمیمات مناسب را اتخاذ كند. در واقع این سیستم كامپیوتری به عنوان یك كمك خلبان عمل می كند و بار كاری خلبان را بسیار كاهش می دهد.

برای ناوبری و تعیین مسیر این جنگنده از دو سیستم ناوبری ماهوارهای(GPS و GLONAS) ، یك سیستم ناوبری رادیویی ، نقشه های دیجیتالی و ... استفاده می كند.

 

لاوی، جنگنده نسل چهارم اسرائیل


جنگنده لاوی

تاریخچه ساخت

پس از موفقیت در ساخت جنگنده های نسل سوم «نشر» و «کفیر»، جنگندهء نسل چهارم اسرائیل یعنی «لاوی» ساخته شد. لاوی یک جنگندهء بسیار پیشرفته و در حد جنگنده هایی نظیر اف16 و اف18 می باشد. از این جنگنده کمتر گفته شده است، زیرا  هیچگاه به طور رسمی به کار گرفته نشد ولی IAI جهت جبران زحمات فراوانی که برای طراحی این جنگنده و سیستم‏های پیشرفته‏اش کشید، بسیاری از طراح‏هایش را عینن به جنگنده‌ء J-10 چینی منتقل کرده است. امروز، لاوی در قالبی نو به نام J-10 در اختیار نیروی هوایی چین و به زودی پاکستان، قرار خواهد گرفت. چینی‏ها، علاقمندی مقامات ایران را نیز برای دریافت این جنگنده اعلام کرده‏اند هرچند به سختی می‏توان باور که دولت اسرائیل، اجازهء‌ فروش J-10 را به ایران صادر نماید.

ویژگیها

لاوی یک جنگنده چند کاره است که هرگز وارد خدمت نشد اما با این وجود، مرحلهء مهمی را در زمینهء توسعهء هواپیما در صنایع IAI شکل داد و شاید بالاتر از توان IAI قرار داشت. 

برای اولین بار در تاریخ تکنولوژی اسرائیل، طراحی مستقل یک هواپیمای پیشرفته، محقق شده بود. پیشتر از این، صنایع IAI، جنگنده های Nesher، Kfir و Tzukit را با موفقیت تولید کرده بود، اما در واقع این هواپیماها، مدلهایی کپی شده یا ارتقاء یافته از جنگنده های ساخت کشورهای دیگر بودند. لاوی در واقع اولین هواپیمایی بود که مطابق با استانداردهای مورد نیاز نیروی هوایی ساخته شد و یکی از پیشرفته ترین جنگنده هایی شد که در آستانهء ورود به هزارهء سوم تولید شده بود. قرار بود بین سالهای 1993 تا  تا 2003، تعداد 300 فروند لاوی ساخته شده و جایگزین هواپیماهای قدیمی A-4 (اسکای‏هاوک) و کفیر شوند. کل این پروژه، مبلغی در حدود 3 میلیارد دلار را بالغ می‏شد.



Skyhawk 

A-4 Skyhawk 

برنامهء تولید لاوی به فوریه 1980 باز می گردد. در آن زمان دولت به نیروی هوایی اجازه داد تا جنگندهء آینده بر اساس تکنولوژی های فنی پیشرفته، طراحی شود. 18 ماه بعد، پروسهء تولید هواپیمای جدید در IAI شکل گرفت و قرار شدن برای موتور هواپیما که ساخت آن نیاز به تکنولوژی فنی بالایی دارد از بین موتورهای ساخت شرکت پرات اند ویتنی،‌ یک مدل انتخاب شود.

جنگندهء تک سرنشینهء لاوی قرار بود جایگزین هواپیماهای اسکای هاوک (SkyHawk) شده و ماموریتهای گوناگونی مانند حمله به اهداف زمینی در فواصل نزدیک و متوسط و دفاع هوایی را به انجام برساند.
نوع دو سرنشینه نیز قرار بود برای مراحل پیشرفته‏تر آموزش خلبانی به کار گرفته شود ضمن آنکه بتواند ماموریتهای رزمی را نیز به خوبی انجام دهد.

لاوی، جنگنده‏ای در ابعاد کوچک، باهوش و دارای سیستم‏هایی بود که امکان خطا را کم می‏کرد و راه حل مناسب نیروی هوایی برای نبردهای آینده به شمار می رفت. سیستم‏های نرم افزاری بسیار هوشمندی برای کنترل و نشانه‏روی تسلیحات در داخل جثهء کوچک این جنگنده تعبیه شده است. وجود این سیستم‏های کامل، به معنی کاهش هزینه‏های تعمیر و نگهداری می‏شد، زیرا با ورود به خدمت این جنگندهء‌ چندماموریته، تعدادی جنگندهء قدیمی از رده خارج می‏شدند.

مطابق اصول فنی، لاوی یک جنگندهء بسیار پیشرفته به شمار می‏رفت:
- با بدنه‏ای کاملن آیرودینامیک؛
- قابلیت مانور عالی؛
- پسای کم در هنگام حمل تسلیحات کامل؛
- قابلیت پرواز با حداکثر مهمات در حداکثر سرعت و فواصل طولانی؛
- قابلیت استفاده از انواع تسلیحات پیشرفته.

جزئیات عملیات هواپیما – به خصوص کابین آن – به وسیله خلبان برنامه‏ریزی می‏شود. بدین معنی که جنگنده به خلبانش اجازه می‏دهد وارد اجرای تاکتیکهای نبرد شود بدون آنکه نیاز به دقت و کنترل مدوام سیستم‏های مختلف جنگنده باشد. سیستم‏های الکترونیکی لاوی (آویونیک) به شکل کاملن نو و ابداعی طراحی شده‏اند و دارای عیب‏یاب خودکار هستند تا تعمیر آنها، ساده‏تر شود. 

به تاریخ 31 دسامبر 1986، نمونهء ابتدایی لاوی، اولین پرواز از سری پروازهای آزمایشی لاوی را انجام داد. سرخلبان آزمایشگر – مناخیم شیمول – که از ژنرال‏های نیروی هوایی است ساعت 13:21 به وقت محلی، از باند پایگاه هوایی بن‏گورین به هوا خاست و در مدت 26 دقیقه پرواز، سیستم‏های کنترلی و موتور این جنگنده را مورد سنجش قرار داد. 

سه ماه بعد، دومین نمونهء اولیه نیز به هوا خاست. در آن پرواز نیز سیستم‏هایی چون: سیستم کنترل پرواز، موتور، برق هواپیما، هیدرولیک و سیستم خنک کنندهء کابین (ایرکاندیشن) مورد آزمایش قرار گرفت. دومین نمونه، دچار برخی بهسازی‏ها نسبت به مدل اول شده بود که شامل حمل مخزن سوخت سوارشده در وسط بدنهء هواپیما، غلاف سوختگیری هوایی و برخی سیستم‏های الکترونیک (آویونیک) که در نمونهء اول، گنجانده نشده بودند. 

در کل تعداد 3 فروند نمونهء اولیه از لاوی در IAI تولید شد که به غیر از 5 فروند نمونهء اصلی بود که بعدن ساخته شد.
به تاریخ 30 آگوست 1987، دولت تحت فشار آمریکا، تصمیم گرفت تا ادامهء پروژه لاوی را ملغی کند. دلیل آن نیز مشکلات تامین بودجه و همچنین فشارهای اقتصادی و سیاسی وارده از طرف احزاب بود. (برخی احزاب مانند حزب لیکود بر خلاف حزب کارگر، از هزینهء تمام شدهء‌ نسبتن بالای این جنگنده رضایت نداشتند و ترجیح می‏دادند که جنگنده‏های ارزان‏قیمت‏تری مانند F-16C/D از ایالات متحده خریداری شود) همچنین ایالات متحده، نگران از دست رفتن بازار جنگنده‏های صادراتی اف16 و اف18 خود بود. این تصمیم، باعث تظاهرات کارگران خشمگین صنایع IAI شد هرچند که نتیجه ای دربر نداشت. IAI انتخاب دیگری نداشت و بدین گونه 5000 نفر از کارکنانش،‌ بیکار شدند.
دولت مبلغ 450 میلیون دلار بابت هزینهء لغو پروژهء لاوی از ایالات متحده طلب کرد.

سومین نمونهء لاوی که به نام B-3 یا Technology Demonstrator (اثبات کنندهء‌ تکنولوژی) نامیده شد، دو سال بعد از ملغی شدن پروژه، ساخته شد. این جنگنده، امروزه در IAI برای تست و ارزیابی سیستم‏های الکترونیک به منظور صادرات به دیگر کشورها، مورد استفاده قرار می‏گیرد. 


برخی مشخصات فنی

 
ماموریت اولیه: جنگندهء چندمنظوره (Multi-Task)
سازنده: اسرائیل

ابعاد
طول: 14.57 متر
فاصلهء دو سر بالها: 8.78 متر
ارتفاع: 4.78 متر
مساحت بالها: 33.05 متر مربع

مقدورات
حداکثر سرعت: 1.85 ماخ
حداکثر وزن قابل بارگذاری: 7200 کیلوگرم
برد عملیاتی: 2100 کیلومتر

وزن خالص: 9990 کیلوگرم

پیشرانه
یک موتور توربوفن ساخت پرات اند ویتنی (PW1120) با کشش 9344 کیلوگرم

برخی سیستم‏ها
سیستم کامپیوتری پرواز با سیم = Fly By Wire یا FBW
گیرندة اخطار راداری = Radar Warning Receiving  یا RWR
سیستم پیشرفتهء تشخیص دوست از دشمن: IFF
نمایشگر سربالا = Headup Display یا HUD ساخت Albit Systems
و . . .

دلائل لغو پروژهء لاوی

در 30 اوت 1987، کابینهء اسراییل با اکثریت نسبی آرا (12 به 11) در مورد لغو برنامهء تولید هواپیمای جنگنده لاوی (در عبری به معنای شیر) به توافق رسید. دولت رونالد ریگان که در آغاز حامی این برنامه بود، با تغییر موضع خود مشکلات مالی و سیاسی زیادی را برای دولت تل آویو به وجود آورد که در نهایت چاره‌ای جز لغو آن نداشت. قرار شد به جای تولید لاوی، هواپیمای جنگنده اف ـ 16 بیشتری از آمریکا خریداری شود. 

 

یکی از علل اولیه جذابیت برنامهء تولید لاوی، این بود که به اسرائیل امکان می‌داد تا از تحریمهای تسلیحاتی آمریکایی مصون بماند. هر زمان که ایالات متحده با سیاستهای خارجی اسراییل مخالف بود، ناخشنودی خود را با قطع انتقال تسلیحات به تل آویو نمایان می‌ساخت. کما اینکه در اوایل 1980 برای اعتراض به اشغال نظامی جنوب لبنان توسط اسرائیلی‌ها، دولت واشنگتن ارسال هواپیمای اف ـ 16 را برای مدتی متوقف ساخت. در ابتدا، کنگرهء امریکا بدون بررسی دقیق، میلیاردها دلار را برای مدتی متوقف ساخت. در ابتدا، کنگرهء امریکا بدون بررسی دقیق، میلیاردها دلار را برای این پروژه تصویب کرد، و اعتراض شرکتهای هواپیماسازی امریکایی نادیده گرفته شدند. امریکایی‌ها با صادرات لاوی از سوی اسرائیل مخالف بودند. در ژوئیه 1983، واینبرگر (وزیر دفاع وقت) ادعا کرد که برای تأمین هزینه‌های توسعه و تولید، اسراییلی‌ها ناگزیرند که به جای 300 فروند، 700 فروند لاوی تولید کرده و 400 فروند دیگر را به کشورهای ثالث بفروشند. بین سالهای 1977 و 1981، حدود یک سوم از بودجهء دفاعی اسراییل توسط آمریکا تأمین مالی می‌شد، و سهم کمکهای امریکایی در بودجهء نظامی این کشور در 83 ـ 1982 به 37 درصد افزایش یافت. در 1987، کمک نظامی آمریکا به اسراییل 8/1 میلیارد دلار، و کمک اقتصادی بالغ بر 2/1 میلیاد دلار بود. امریکایی‌ها تمایلی نداشتند که پول بیشتری به برنامه‌های تولید نظامی (از جمله لاوی) اختصاص دهند، و رقیب بالقوه‌ای برای خود در صنعت هواپیماسازی جنگی ایجاد کنند. هزینهء توسعه لاوی، سالانه حدود نیم میلیارد دلار از کمکهای امریکا را به خود اختصاص داد.

معرفی جنگنده ژاپنی F-2

بامادنیای جنگ افزارهاراکاوش کنید
معرفی جنگنده ژاپنی F-2





جنگنده F-2 که برای وزارت دفاع ژاپن ساخته شده ،نتیجه برنامه ژاپن و امریکا برای ساخت مشترک جنگنده است.صنایع سنگین میتسوبیشی سازنده اولیه است و شرکت لاکهید مارتین اکروناتیک شرکت اصلی آمریکایی دست اندرکار در این طرح می باشد.

F-2A نوع تک سرنشین آن است و F-2B نوع دو کابینه  است.وزارت دفاع ژاپن در نظر داشت که ۱۳۰ جنگنده F-2 را تهیه کنند (۸۳ تک کابین و ۴۷ عدد دو کابین).با اینکه تا به حال ۷۶ سفارش انجام شده ،اما آینده این برنامه نامشخص است.

در سال ۱۹۸۷ میلادی وزارت دفاع ژاپن چندین مدل ازF-16C را به جای FS-X ژاپنی که انتخاب کرده ،جایگزین جنگنده F-1 میتسوبیشی کند و در سال ۱۹۸۸ میتسوبیشی بعنوان سازنده اصلی این جنگنده انتخاب شد که این جنگنده را F-2 نام گذاشتند.این برنامه شامل انتقال تکنولوژی از امریکا به ژاپن بود و در تقسیم هزینه ۶۰ درصد سهم ژاپن و ۴۰ درصد سهم امریکا می شد.


چند نمونه با سقف پرواز بالا توسعه یافتند و آزمونهای برداری این نمونه در سال ۱۹۹۷ با موفقیت انجام شد و هواپیما در سال ۱۹۹۸ تولید شد.اولین تولید هواپیما در سپتامبر سال ۲۰۰۰ وارد وزارت دفاع ژاپن شد و طی این انتقال بیش از ۴۹ هواپیمای F-2 به ژاپن منتقل شدند.هواپیماها در بخش جنوبی کوماکی ، میتسوبیشی در ناگویا مونتاژ می شوند.



طراحی :

کاواساکی مسئول ساخت بخشهای میانی بدن هواپیما و همچنین قسمتهای مربوط به چرخ اصلی و موتور است.میتسوبیشی بخش جلویی بدنه هواپیما و بالها را می سازد.میتسوبیشی همچنین ساختار جعبه بال پایینی را که شامل پوسته و کلاهک و … را طراحی می کند و آنها را از ترکیب گرافیت و اکسپوسی می سازد.


این اولین کاربرد تکنولوژی CO-CURED در یک محصول جنگنده است.کارخانه فوجی ،سطح بال بالایی ،کیفیت بالها،رادوم ها،فلیبرونها و بخشهای کاهش هوای موتور و بخش دم هواپیما را می سازد .شرکت لاکهید مارتین بخش انتهایی بدنه هواپیما ،بخشهای کناری بالها و لبه جلویی هواپیما را تامین می کند.

کابین خلبان:
کابین خلبان به سه صفحه چند کاره مجهز شده که شامل یک صفحه کریستالی مایع از YOKOGAWA می باشد.صفحه بالای سر خلبان توسط SHIMADZUتوسعه یافت.


تسلیحات:
سیستم رفاهی الکترونیکی درون هواپیما ،سیستم کامپیوتری و رادار فعال توسط میتسوبیشی الکتریک توسعه یافتند.

یک تفنگ M61A1 چند لوله در انتهای یکی از بالها قرار گرفته است.۱۳ نقطه سخت برای حمل سیستمهای اسلحه وجود دارد .یکی در بخش مرکزی ،یکی در نوک بالها و پنج نقطه دیگر در زیر هر یک از بالها قرار گرفته شده است.سیستم کنترل و نگهداری توسط لاکهید مارتین تامین شده است.



مقایسه تصویری F-2وF16


در این هواپیما ۲ اتصال ریل مشترک وجود دارد که توسط NIPPI تولید شده است.این هواپیما قادر به مستقر کردن موشک هوا به هوای سایز متوسطSPARROW بنام AIM-7 F/M و بمبهای جانبی کوچک AIM-9L و همچنین موشک هوا به هوای کوچک AAM-3 متعلق به صنایع سنگین میتسوبیشی می باشد.

F-2 مجهز به موشکهای ضد ناو ASM-7 و ASM-2 می باشد.میتسوبیشی توسعه موشکهای ضد ناو سری ۸۰ و ASM-7 و ASM-2 را در سال ۱۹۸۰ در اصل برای جنگنده F-1 آغاز کرد.

هواپیمای جنگی همچنین می تواند بمبهای ۵۰۰IB و بمبهای خوشه ای و راکت انداز را با خود حمل کند.خط مرکزی و نقاط سخت بال داخلی مخازنی را با ظرفیت ۴۴۰۰ کیلوگرم سوخت می تواند حمل کند.


کنترل پرواز:
لاکهید مارتین مسئول ساخت سیستم پرواز در این هواپیما می باشد.سیستم پرواز دیجیتالی هواپیما توسط الکتریک اویشن ژاپن و هانی ول توسعه داده شده است.این روش پرواز شامل ارتقا ،کنترل ، موقعیت سنجی و کنترل بار در طول مانورها می باشد.

ارتباطات:
سیستمهای ارتباطی موجود در F-2 شامل یک AN/ARC-164 است که با باند یو اچ اف عمل می کند و توسطRAYTHEON تامین شده است و یک کانال V/UHF که توسط NEC تهیه شده است.

F-4 Phantom II جنگنده ای در پایان کار

جنگنده ای در پایان کارچندین سال پیش (1970) زمانی که ویکتور بلنکو (خلبان شوروی سابق که بعدها به ایالات متحده پناهنده شد) با جنگده ی میگ25 خود توانست خط دفاع هوایی ژاپن را غافلگیر کند و از چنگ فانتوم های نیروی هوایی ژاپن بگریزد، زنگهای خطر در غرب به صدا درآمد. می توان گفت این نوعی پایان بر دوره ی طلایی معروف ترین جنگنده ی غرب طی دهه ی 60 و 70 میلادی بود. البته ناگفته نماند که سیستم اعلام خطر و بخش رادار ژاپن نیز عامل تاخیر در پرواز فانتومها بود؛ چرا که میگ25 می توانست در سطحی پرواز کند که از دید رادار پوشیده بماند، همچنین سرعت جنگنده ی میگ25 روسی به مراتب بیش از مدل آمریکایی بود (سرعتی حدود 3 ماخ یا 3300 کیلومتر بر ساعت).
میگ25 ؛ یکی از بهترین شکاری رهگیرهای دههء 1970

به این ترتیب رفته رفته عصر طلایی فانتوم به اواخر دوران خویش نزدیک شد. فانتوم طی دوره ی خدمت خود، ارزش عملیاتی و رزمی خویش را بارها به اثبات رساند. برتری مطلق هوایی ایالات متحده در ویتنام (در برابر میگهای 19 و 21 ویتنام شمالی) و افسانه ی شکست ناپذیری نیروی هوایی اسرائیل طی جنگ سال شش روزه ی 1967، برتری مطلق نیروی هوایی ایران در جنگ با رژیم صدام در اوایل جنگ با عراق و . . . همه ناشی از وجود این جنگنده ی ممتاز (در زمان خود) در صحنه ی نبرد بود. هواپیمای مزبور طی دوره ی خدمت، دارای بالاترین ارقام فروش چه توسط خود آمریکا و چه توسط متحدانش بوده است؛ به طوری که حدود 3000 فروند آن تحویل نیروهای هوایی و دریایی ایالات متحده شده و حدود 2000 فروند دیگر نیز به ممالک هم پیمان آمریکا تحویل داده شده است. کشور ما نیز در زمان حکومت گذشته، یکی از خریداران اصلی فانتوم بود و اکنون نیز هواپیمای اصلی کشورمان محسوب می شود. بنابه اظهار نظر کارشناسان، بین سالهای 1347 تا 1357 تعداد 270 فروند فانتوم در مدلهای D و E و شناسایی (RF-4E) به ایران تحویل داده شد. عمدهء فانتوم های کشورمان در پایگاههای هوایی نوژه همدان، بندرعباس، چابهار و بوشهر مستقر هستند.
 

فانتوم: جنگنده ی شگفت انگیز 40 سال اخیردر صنعت هواپیمایی کشوری، ملاک سنجش و قضاوت راجع به یک هواپیما، میزان فروش بالای آن در بازارهای جهانی قرار می دهند و طبق این اصل به داوری می نشینند. با توجه به این امر می توان گفت مثلن هواپیمای ایرباس Boeing۷۳۷ با تولید بیش از ۵۰۰۰ فروند و سسنا 150 با فروشی بالغ بر 23000 فروند، هواپیماهای بسیار موفقی هستند. اما در دنیای صنایع نظامی، چنین موضوعی نمی تواند اهمیت چندانی داشته باشد، بلکه عوامل دیگری در این موضوع (میزان موفقیت) دخالت دارند. به عنوان مثال برای ارزیابی یک بمب افکن، میزان ظرفیت حمل بمب ملاک قرار می گیرد و زمانی دیگر قابلیت دستیابی آن به هدف و وضعیت تهاجمی بمب افکن است که اهمیت پیدا می کند. یا بعضی اوقات مشاهده می گردد که ملاک سنجش ارزش یا هواپیمای جنگنده را در تعدادی که در یک نبرد سرنگون می شوند، قرار می دهند. عوامل بسیاری مخصوصن حین نبرد در وضعیت یک هواپیما موثرند که به عنوان مثال موقعیت تاکتیکی صحنه ی نبرد و یا چگونگی تربیت پرسنل خلبان می توانند تاثیر به سزایی در نتیجه ی امر داشته باشند.
اما از همه ی اینها گذشته وقتی یک جنگنده 15 رکورد جهانی را کسب می کند و در زمانی که دنیای تکنولوژی پیشرفت سرسام آوری دارد، قادر به ادامه ی تولید به مدت بیش از 20 سال باشد و با تولید 70 فروند درماه طی دوران صلح، 5/2 میلیون ساعت پرواز رزمی و سرانجام در حالی که نه هزارمین فروند آن تحویل مشتریان آن می شود باید گفت این هواپیما با هر استانداردی موفق است.
سرگذشت فانتوم از نیم قرن قبل شروع می شود: زمانی که کمپانی معظم مک دانل داگلاس (MD) در سال 1953 وارد میدان رقابت شرکتهای هواپیمایی جهت ساختن یک جنگنده ی مافوق صوت برای نیروی دریایی ایالات متحده گردید؛ ولی این فرصت را در مقابل هواپیمای کروسیر CF-8U از دست داد. شکست در این رقابت برای شرکت MD نوعی عقب گرد بود، مخصوصن آنکه نخستین طرح در مورد هواپیمای جت را برای نیروی دریایی، همین کمپانی داده بود که مربوط به فانتوم بود.

پروژهء F3H-G
با ابن حال شرکت MD با چنین سابقه ای که گفته شد، تصمیم به ادامه و تکمیل طرح شکست خورده و تولید هواپیماهای مخصوص پرواز از عرشه ی ناوهای هواپیمابر گرفت و این می بایست با توجه به نیازهای آینده در این شاخه ی صنعت انجام می پذیرفت. برای کسب اطلاعات بیشتر و دقیق تر این شرکت تصمیم گرفت با پرسنل ناوبری و فرماندهان نیروی دریایی مصاحبه انجام دهد. تعداد زیادی طرح مورد ارزیابی قرار گرفت و در سال 1954 یک نمونه ی کامل از هواپیمای طراحی شده به نام F3H-G ساخته شد و به نیروی دریایی ارائه گردید که به شدت مورد توجه قرار گرفت و بنابراین دستور ساخت دو فروند نمونه ی اولیه از سوی نیروی دریایی به شرکت MD داده شد. این طرح، هواپیمایی بود تک سرنشین و مجهز به 4 قبضه مسلسل 20 میلیمتری و دارای جایگاه حمل 11 بمب و یا موشک. نیروی محرکه ی آن توسط 2 موتور از نوع J-65 تامین می گردید و این جنگنده را به راحتی به سرعت 5/1 ماخ می رساند.
F-3H

هنگامی که تقاضای نیروی دریایی برای ساخت این هواپیما در آوریل 1955 جنبه ی قطعی گرفت، این هواپیما به عنوان جنگنده ی تدافعی سریع مورد توجه و استفاده ی ناوهای هواپیمابر قرار گرفت که قادر به پرواز از عرشه ی نام هواپیمابر و بردی رزمی تا حدود 500 کیلومتر بود. بعدها نیروی دریایی اعلام کرد که این هواپیما باید مجهز به موشکهای هوا به هوا گردد و جای مسلسلها را بگیرد. برای تحقق این امر، یک تجدیدنظر کلی در طراحی هواپیما لازم بود. یکی از تغییرات اساسی، استقرار 4 جایگاه موشک اسپارو به جای مسلسلها بود و به همراه آن ایجاد سیستم کنترل آتش (رادار کنترلگر موشک اسپارو به جهت نیمه فعال بودن این موشک)، تعویض موتورهای قبلی با نمونه های بهتر و قوی تر J-79 (ساخت جنرال الکتریک) که هواپیما را قادر می ساخت به راحتی بیش از 2 ماخ سرعت بگیرد. پس از این تجدیدنظرها، نیروی دریایی درخواست طرح هواپیمایی دوسرنشینه را نمود. (در هواپیماهای دوسرنشینه، خلبان قدرت و تسلط بیشتری بر پرواز می یابد و نفر دوم مامور استفاده از تسلیحات جنگی روی هواپیما می شود) طرح جدید هواپیمایی شد به نام F4-H1.

پیشرفت و تکامل
در طی تکامل و پیشرفت مراحل آن تغییرات زیادی برای بهبود وضعیت اجرایی و قابلیت عملیاتی جنگنده در نظر گرفته شد. این تغییرات شامل راداری با صفحه ی بزرگتر بود که قدرت دید خلبان را افزایش می داد. نحوه ی پرتاب موشکها نیز از حالت ریلی به نوع پرتابی تغییر یافت. هواپیمای مزبور کم کم شروع به نمایاندن خود به عنوان یک جنگنده ی جالب توجه و برجسته نمود.

صفحه LCD و رادار اف4

نمونه ی اولیه ی هواپیما با نام XF-H1 اولین پرواز خود را در 27 می 1958 انجام داد. هواپیمایی که برای سرعت حداکثر 2 ماخ طراحی شده بود، اینک با نام فانتوم2، به راحتی به سرعت 6/2 ماخ دست یافت! پس از تکمیل آزمایشات اولیه، فانتوم بار دیگر در مقابل هواپیمای تک سرنشین F-8U3 کروسیر قرار گرفت. این بار کمپانی MD پیروز مناقصه شد و فانتوم به عنوان هواپیمای استاندارد نیروی دریایی ایالات متحده انتخاب گردید.
در دسامبر 1958 قرارداد ساخت 23 فروند نمونه ی اولیه به MD داده شد. طی آزمایشات تکمیلی تغییرات دیگری نیز داده شد که این تغییرات شامل جایگزینی موتورهای نیرومندتر می گردید. دو قسمت دیگر نیز در زیر بال هواپیما تعبیه گردید که این جنگنده را قادر به حمل 2 موشک اضافی اسپارو و یا چهار موشک کوتاهبرد سایدوایندر می ساخت. همچنین در آزمایشات مشخص شد که فانتوم به علت استفاده از موتورهای بسیار نیرومند J-79 و بدنه ی مستحکم، قادر به حمل 22 بمب 500 پوندی نیز می باشد!

کسب رکوردهای جهانی
به دنبال سفارش 23 فروند مدل اولیه، دستور ساخت 47 فروند هواپیمای اصلاح شده برای نیروی دریایی داده شد؛ البته با طراحی مجدد نام آن به F-4A تغییر یافت. F4-A مجهز به موتور J79-2A می توانست به رکوردهای جهانی دست پیدا کند. در ششم دسامبر 1959 نمونه ی پیشرفته تر سری A یعنی F-4B توانست رکورد سقف پرواز به اندازه 98556 فوت (حدود 30039 متر) و در زمینه سرعت نیز در 22 نوامبر 1961 به سرعت 48/1606 مایل بر ساعت = 720 متر بر ثانیه = 2600 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند.
حال پس از نیروی دریایی، نوبت نیروی هوایی بود که سفارش فانتومی با قابلیت پرواز در ارتفاع بالاتر و در هر شرایط آب و هوایی و قدرت حمل انواع جنگ افزار (بمب – موشک هدایت شونده هوا به زمین و موشک هوا به هوا) با قابلیت انعطاف زیاد و تامین ایمنی سرنشینان داد.
سرانجام در مارس 1962 فانتوم2 نخستین جنگنده ی نیروی دریایی بود که توانست در نیروی هوایی نیز به عنوان هواپیمای اصلی وارد خدمت گردد.

فانتوم های انگلیسی
هنگامی که به سال 1964 نیروی دریایی انگلیس تصمیم به جایگزینی هواپیماهای قدیمی هاوکر P1154 با فانتوم گرفت، قرار بر این گذاشت که موتورهای ساخت رولزرویس بر روی این فانتوم ها قرار گیرد.

P1154

آن زمان پیش بینی می شد که جایگزینی موتورهای مزبور، دارای ثمرات زیادی خواهد بود. موتورهای (به ظاهر) نیرومندتر انگلیسی می توانستند سرعت و شتاب این جنگنده را افزایش دهند و از این گذشته فانتوم را قادر می ساختند که 20 درصد قابلیت اوج گیریش را از عرشه ی ناوهای هواپیمابر انگلیسی افزایش دهد. ولی این فقط فرضیه بود و موتورهای انگلیسی ساخت رولزرویس هیچگاه به طور کامل با فانتوم منطبق نشدند و به هیچ وجه با موتور قدرتمند J-79 نتوانستند رقابت کنند. جنگنده های تولید شده با این موتورها، کندترین (حداکثر 2100 کیلومتر بر ساعت) و دارای کمترین سقف پرواز (حداکثر 50000 فوت) و کمترین شعاع عملیاتی رزمی (به علت مصرف بیشتر سوخت) از آب درآمدند ضمن آنکه بسیار گران تر از مدل آمریکایی نیز تمام می شدند!

تسلیحات فانتوم
از ابتدای طرح تولید فانتوم، جنگ افزارهای تعیین شده برای آن، پیوسته در حال پیشرفت بودند. از جمله حمل 4 موشک فالکون، 4 موشک هوا به هوای نیمه فعال راداری از نوع اسپارو، 4 موشک حرارت یاب سایدوایندر، دو موشک بالپوپ و یا حتا موشک ضدکشتی بسیار دقیق هارپون، 22 بمب 500 پوندی، بمب های هدایت شونده ی بسیار دقیق لیزری، موشک هوا به سطح هدایت شونده ی ماوریک و . . . خلاصه 16000 پوند از انواع مهمات جنگی در 7 محل استقرار زیر بالها و بدنه.

یک فروند فانتوم مجهز به موشکهای ماوریک و اسپارو


همچنین در جنگ ویتنام داشتن مسلسل بر روی هواپیما به اثبات رسید (زیرا در فواصل بسیار نزدیک، سامانه ی حرارت یاب موشک قادر به قفل بر روی هدف نمی شد و موشک خطا می رفت و به هواپیمای دشمن اصابت نمی کرد) به همین منظور از مسلسل بسیار قوی ولکان M-61 استفاده گردید و در سال 1967 بر روی F-4E سوار شد.

فانتوم در جنگ ویتنام
از 15 آگوست 1964 تا 30 آوریل 1975 (یعنی 4 هزار و 11 شب و روز) طی ده سال جنگ شبانه روزی در ویتنام، فانتوم نقشی بازدارنده در مقابل حملات ویت کنگ های کمونیست بازی کرد و وظیفه ی خود را به خوبی انجام داد. حمایت از عملیات نیروهای زمینی ایالات متحده و ارتش ویتنام جنوبی، ایجاد برتری هوایی و شکار میگهای ویتنام شمالی و . . . از این جمله بودند. برای نمونه می توان به ماموریتهای بسیار موفق فانتوم های نیروی دریایی ایالات متحده در جریان عملیات قطار آزادی (6 آوریل 1972 تا 7 می 1972) و عملیات لینه باکر (8 می 1972 تا 23 اکتبر 1972) اشاره کرد.

جنگ ویتنام - اف۴ نیروی هوایی ایالات متحده در حال پرتاب بمبهای ام کا ۸۲

 به غیر از عملیات رزمی معمول فانتوم ها در ویتنام، عملیات مهم دیگری توسط مدل RF-4C برای شناسایی وضعیت دشمن و جابه جایی نیروهای دشمن در شب صورت می گرفت. وظیفه ی فانتوم های مزبور، حمل و پرتاب دستگاههای حساس صوتی در مناطق جنگلی و بیشه زارهای انبوه ویتنام بود. این وسایل پس از پرتاب، توسط چترهای کوچکی به زمین فرود می آمدند. دستگاههای فوق مجهز به میکروفونهای بسیار حساس و باتری های قوی با طول عمر بالا بودند. این دستگاهها می توانستند انواع ارتعاشات، اعم از حرکت ادوات یا صدای پای انسانها را دریافت کنند و امواج دریافتی را به صورت سیگنال هایی به هواپیمای رله (هواپیمایی مانند E-2) منتقل می کردند. برخی اوقات اطلاعات (مربوط به منطقه ای که باید این ادوات حساس از هواپیما به بیرون پرتاب می شد) از قبل به کامپیوتر فانتوم منتقل می شد و این وسایل حساس خود به خود در جایی که می بایست قرار گیرند از هواپیما پرتاب می شدند. بدین ترتیب نقل و انتقالات شبانه ی ویت کنگها در اختیار مقامات نیروی هوایی قرار می گرفت و روز بعد فانتوم های ناو هواپیمابر میدوی و ناو یو اس اس کورال سی، بمباران سنگین مناطق تجمع کمونیست ها را انجام می دادند.
بنابر آمار موجود تعداد 197 فروند هواپیمای میگ 17، 19 و 21 ویتنام شمالی طی نبردهای هوایی بین سالهای 1965 تا 1975 توسط فانتوم های آمریکایی (اکثرن F-4B) سرنگون گشتند در حالی که تلفات فانتوم ها بسیار ناچیز بود و عمده ی آن نیز به وسیله ی آتشبارهای زمینی ویت کنگها اتفاق افتاده بود.

فانتوم در خاورمیانه (نبرد بی پایان)
به غیر از جنگ ویتنام، فانتوم حضور چشمگیری در نبردهای خاورمیانه داشت.

جنگ 6 روزهء 1967
طی جنگ شش روزه ی ژوئن 1967 اعراب با اسرائیل، فانتوم های اسراییلی عملیات تخریب دقیق اهداف را به مورد اجرا گذاشتند. در واقع باید گفت پیروزی در جنگ با همان ضربات روز نخست به نیروی هوایی اعراب مشخص شده بود. در 4 روز اول، اعراب 415 فروند جنگنده از دست دادند و در واقع نیروی هوایی اعراب در همان روز اول نبرد از میدان به در شد. در مقابل از اسراییل تنها 15 فروند جنگنده ساقط گدید که از این تعداد فقط 4 فروند فانتوم بودند. که البته این جنگنده ها نه در نبرد هوایی، بلکه به وسیله پدافند زمینی سرنگون گشتند. فانتوم های اسرائیلی با پرواز در ارتفاع چند ده متری همزمان به پایگاههای هوایی اردن، مصر، سوریه و عراق حمله ور شدند و با مهارت بی نظیر هر هواپیمایی را که روی زمین بود منهدم کردند. برای مثال در جریان حمله ی روز پنجم ژوئن 1967 به پایگاه هوایی کرکوک، تقریبن کل جنگنده های موجود در این پایگاه توسط فانتوم های اسرائیلی منهدم گشتند.

فانتوم اسرائیلی در ارتفاع حدود 20 متری در مصر: ژوئن 1967

نتایج اولین روز نبرد 1967 فانتوم های اسرائیلی:
حمله به 17 پایگاه نظامی و هوایی در مصر، 5 فرودگاه بزرگ نظامی در سوریه، 3 فرودگاه نظامی در اردن و یک فرودگاه در عراق که منجر به انهدام 268 جنگنده ی مصری، 25 جنگنده ی سوری، 27 جنگنده ی اردنی و 90 جنگنده ی عراقی. مجموع تلفات اسرائیل تنها 15 فروند بود. طبق نقشه ی یک ژنرال اسرائیلی، نیروی هوایی قدرتمند مصر ظرف 3 ساعت به طور کامل نابود گشت! غافلگیری کامل بود. جنگنده های نیروی هوایی مصر در ردیفهای معنی روی زمین باز فرودگاه یا در آشیانه های سه ضلعی مرتب، چیده شده بودند و فقط چند میگ21 در پرواز بودند. فانتوم های اسرائیلی با پرواز در ارتفاع چند ده متری خود را از آتش ضدهوایی مصون داشتند و با اتکا به توپهای خود، تمام هواپیماهای جنگی مصر را نابود کردند. در پایگاهی دیگر دو فرود فانتوم حدود 30 فروند بمب افکن سنگین Tu-16 را بر روی زمین از بین بردند. در عرض 80 دقیقه، میگ21 هایی که در باندهای مجاور کانال سوئز در قاهره و صحرای سینا قرار داشتند سوخته و به طور کامل از بین رفته بودند. ظرف 20 دقیقه فانتوم های عمل کننده بازگشته، سوختگیری شده و مهمات گذاری شدند و این بار 80 دقیقه ی دوم آغاز گشت و قبل از آنکه مصر از گیجی حمله نخست بیدار شده باشد، در جریان حمله ی دوم هیچ میگ و بمب افکن مصری برای هدفگیری دیگر وجود نداشت. نیروی هوایی پرزرق و برق مصر که مجهز به جنگنده های به روز روسی بود، دیگر وجود خارجی نداشت و از بین رفته بود. در مورد سوریه و اردن تنها با انجام یک عملیات، عمدهء جنگنده های نیروی هوایی دو کشور از بین رفته بود و همچنین یک پایگاه بزرگ هوایی عراق نیز با بمب های خوشه ای جنگنده های F-4D به طور کامل از صفحهء عملیات پاک شده بود.
یعنی موثرترین عامل قدرت اعراب در خط اول جبهه، تنها در چند ساعت ابتدای آغاز جنگ از بین رفت و در چند روز بعدی اسرائیل قادر شد بدون نگرانی از حملات هوایی اعراب، به اهداف زمینی آنها حمله کند. جنگی که در پایان ششمین روز، با پیروزی قاطع اسرائیل و اشغال کرانهء باختری رود اردن، بیت المقدس شرقی، صحرای سینا، مزارع شبعا و بلندی های جولان پایان یافت.
1973: فانتوم اسرئیلی برای مصون ماندن از موشکهای سام3 مصری
سیستم AB خود را روشن کرده و در ارتفاع بسیار پائین آماده ی عبور از پدافند اعراب می شود

نقشهء مناطق اشغالی 1967

1973: نبرد یام کیپور (The Yom Kippur War)
جنگ یام کیپور به نام نبرد فانتوم ها لقب گرفته است. فانتوم های اسرائیلی هجوم گسترده ی خود را بر علیه تانکها، سایت های موشکی سام، انبارهای مهمات اعراب انجام دادند و هواپیماهای بسیاری را نیز ساقط کردند. ضمن اینکه عملیات شناسایی دقیقی را همراه با عکسبرداری از مراکز مهم مصر و سوریه به انجام رساندند در حالی که مصر و سوریه، موشکهای زمین به هوای بسیاری در اطراف پایگاههای نظامی خود کار گذاشته بودند. این سایتهای موشکی در اطراف کانال سوئز و اغلب خطوط مقدم مرزی با اسرائیل مستقر شده بودند. در جریان عملیات Dugman 5 فانتوم ها اسرائیلی متحمل خسارات سنگینی شدند و شش فروند از آنها به وسیله ی موشکهای سام سوریه سرنگون گشتند. در جریان جنگ 1973، فانتوم های اسرائیلی حدود 500 عملیات در عمق خاک سوریه و مصر انجام دادند.

دستهء چهار فروندی فانتوم های اسرائیلی (ژوئن ۱۹۷۳: دمشق) پس از حمله به ستاد مشترک ارتش سوریه

فانتوم ارتقا یافتهء اسرائیلی (به محل غلاف سوختگیری هوایی دقت کنید)

فانتوم اسرائیلی در پایگاه هوایی ناتانیا

مهمترین این عملیاتها، منهدم کردن ستاد مرکزی ارتش سوریه بود. در اکتبر 1973 دو اسکادران 4 فروندی از فانتوم ها این مرکز مهم را در قلب دمشق به طور کامل نابود کردند. حمله موفقیت آمیز بود ولی دو فروند از فانتوم ها ساقط گشتند و یک نفر از خلبانان نیز کشته شد. همچنین یک فانتوم دیگر نیز هدف آتشبار ضدهوایی قرار گرفته ولی با مشکلات فراوان توانست خود را به پایگاهش برساند.

ژوئن 1973: پرواز اعجاب انگیز فانتوم اسرائیلی در صحرای سینا

به جهت جبران خسارات وارده به فانتوم های اسرائیلی، چند فروند فانتوم دیگر از طرف ایالات متحده به صورت قطعات منفصله توسط هواپیماهای باری به سرعت به اسرائیل حمل شد. این فانتوم ها به سرعت وارد سازمان نیروی هوایی شدند و قبل از پایان جنگ 1973 وارد عملیات گشتند. در جریان جنگ 1973، فانتوم های بسیاری ساقط شدند و خدمه ی بسیار از آنان در مصر یا سوریه به اسارات درآمدند.
بنا بر ادعای منابع بی طرف، 46 فروند فانتوم طی نبرد 1973 به وسیله ی مصر و سوریه ساقط گشتند که این آمار بسیار بیش از نبرد سال 1967 بود.

جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران
در ابتدای جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، فانتوم های کشورمان (در کنار هلیکوپترهای کبرای هوانیروز) با انجام ماموریتهای فراوان در جهت کند کردن پیشروی نیروهای عراقی، نابودی تجهیزات زرهی، حمله به پایگاههای هوایی الرشید بغداد، ناصریه، ام القصر و . . . اقدامات بسیار قابل توجهی انجام دادند. بزرگترین عملیات تاریخ خاورمیانه شاید در روز اول مهر 1359 به وسیله 140 جنگنده ی فانتوم و اف5 بر ضد پایگاههای هوایی و نظامی صدام انجام شد. به طوری که تنها در اثر حمله ی 8 فروند جنگنده ی F-4E به پایگاه هوایی الرشید بغداد، این پایگاه تا ماهها نتوانست عملیاتی شود!

پرواز در ارتفاع پائین در خاک عراق جهت مصون ماندن از دید رادارهای عراقی

31 شهریور 1359: F-4E پایگاه هوایی مهرآباد لحظاتی پس از اصابت راکت سوخوی7 عراقی

 این نکته قابل توجه است که در روزهای ابتدایی حمله صدام به ایران، نیروی رزمی پیاده و زرهی آماده در مقابل عراق موجود نبود و ترابری این نیروها از مراکزی چون لشگر زرهی قزوین تا مناطق غرب و جنوب کشور، روزها به طول می انجامید که در این صورت نیروهای عراقی به راحتی و بدون مانع قادر می شدند شهرهای اهواز، کرمانشاه، ایلام، ماهشهر و . . . را به راحتی به اشغال خود درآورند. در این میان پایگاههای هوایی نوِژه ی همدان و بوشهر (به همراه اف5 های پایگاههای تبریز و امیدیه) با فانتوم های خود، پیشروی ماشین جنگی صدام را کند کرده و با انجام گاهن روزانه 600 سورتی پرواز، شلیک موشکهای ماوریک به ادوات زرهی و تدارکاتی عراق، عملن مانع پیشروی سریع 12 لشگر مجهز عراق شدند. ضمن اینکه با وجود خلبانان بسیار ماهری که در ایالات متحده آموزش دیده بودند، برتری هوایی در اوایل جنگ مطلقن در اختیار ایران بود و نیروی هوایی عراق جز در موارد بسیار معدودی، جرات استفاده از جنگنده هایش را پیدا نمی کرد. نیروی دریایی عراق با کمک ناوچه ی قهرمان پیکان و فانتوم های پایگاه بوشهر در 7 آذر 1359 ، نیروی دریایی عراق را تقریبن برای همیشه از صفحه ی روزگار محو کردند. سرلشگر شهید عباس دوران در این روز با انجام 9 ساعت پرواز مداوم بر علیه ناوچه های عراقی از قهرمانان این نبرد به شمار می آید.

فانتوم پایگاه هوایی بوشهر؛ مجهز شده با موشک ضدکشتی هارپون

کشورمان بارها از قابلیت بالای این هواپیما در حمل تعداد زیادی بمب بهره گرفت: از جمله می توان به حملات هوایی فانتوم ها با 22 بمب به پالایشگاهها و مراکز مهم عراق، حمله و نابودی 48 فروند هواپیما بر روی زمین در پایگاههای سه گانه ی موسوم به H3 در فروردین ماه 1360 توسط 8 فروند F-4D (یکی از بزرگترین ماموریتهایی که به نام فانتوم در جهان ثبت شده است)، حملاتی با بمب های 5/1 تنی به پادگانی زرهی در شمال بغداد، نابودی ناوچه های عراقی در ۷ آذر ۱۳۵۹ به وسیله موشکهای هارپون و . . . اشاره کرد.

تاکنون 16 نوع فانتوم ساخته شده است:
1- نوع اولیه: F-4A به تعداد 47 فروند با احتساب مدل F4H-1F
2- F-4B جنگنده ی اصلی نیروی دریایی ایالات متحده در دهه ی 1960 و 1970 به تعداد 649 فروند.
3- RF-4B : نوع شناسایی گر مدل B ؛ دارای دستگاههای حساس و جاسوسی به تعداد 46 فروند.
4- F-4C : مدل ساخته شده برای نیروی هوایی ایالات متحده به تعداد 583 فروند.
5- RF-4C : نوع شناسایی مدل C ؛ دارای دستگاههای حساس جهت اکتشاف وضعیت نیروهای زمینی دشمن به تعداد 505 فروند.
6- F-4D : نمونه ی اصلاح شده و پیشرفته تر مدل C به تعداد 825 فروند.
7- F-4E : جنگنده ای برای حفظ برتری هوایی و حفظ پشتیبانی نزدیک به تعداد 1370 فروند.
8- F-4EJ : مدل ساخته شده برای نیروی هوایی ژاپن مجهز به موشکهای AAM-2 (ساخت Mitsubishi) به تعداد 14 فروند.
9- RF-4E : نوع بسیار پیشرفته تر مدل RF-4C به تعداد 149 فروند.
10- F-4F : جنگنده ی سفارشی برای نیروی هوایی آلمان غربی به تعداد 175 فروند.
11- F-4G : نوع بسیار پیشرفته تری از F-4B برای نیروی دریایی ایالات متحده؛ مجهز به دستگاههای اخلال گر رادار دشمن و موشکهای HARM (موشکی که امواج رادار دشمن را دریافت کرده و با استفاده از آن، رادار دشمن را نابود می سازد) به تعداد 116 فروند.
12- RF-4CCV : نوع جاسوسی فانتوم جهت سازمان ناسا به تعداد نامعلوم.
13- F-4J : نوع بازهم پیشرفته تر مدل B جهت نیروی دریایی به تعداد 522 فروند.
14- F-4K : نوعی از مدل B مجهز به موتورهای رولزرویس ساخت انگلیس جهت نیروی دریایی انگلستان به تعداد 52 فروند.
15- F-4M : مدلی دیگر و بهتر شده ی مدل K برای انگلستان به تعداد 118 فروند.
16- F-4S : طرح تغییر داده شده ی مدل J برای نیروی دریایی. مجهز به سیستم Fly by Wire به تعداد 248 فروند.

مشخصات کلی فانتوم هاخدمه: دو نفر
موتورها: دو موتور ساخت جنرال الکتریک با قدرت استفاده از پس سوزJ79-GE-17  با کشش 17900 پاوند
برد و نوع رادار: 70 تا 80 کیلومتر و مدل APQ-120
فاصله ی دو سر بال = 11 متر و 76 سانتی متر
طول = 20 متر
ارتفاع = 5 متر
وزن خالص = 13768 کیلوگرم
ماگزیمم وزن در حالت پرواز رزمی = 28000 کیلوگرم
بیشترین سرعت = 2450 تا 2500 کیلومتر بر ساعت
ماگزیمم سقف پرواز خدمتی = 58000 فوت = 17670 متر
درجه ی اوج گیری: 100 فوت در دقیقه
بیشترین مسافتی که می تواند طی کند: 3183 کیلومتر با 3 مخزن سوخت خارجی. (طی پرواز آزمایشی سال 1978)

کاربران فانتوم
اسپانیا، یونان, ترکیه، انگلستان، آلمان، نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده (فقط مدل جی در نیروی هوایی)، کره جنوبی، ژاپن، استرالیا، اسرائیل، ایران و مصر.

نکات تکمیلی
بیشتر مدلهای فانتوم در کشورمان E و تعداد کمی (حدود 20 فروند) نیز از مدل D هستند.
15 فروند RF-4E تا زمان وقوع انقلاب 1357 به ایران تحویل شده بود. بسیاری از آنان در جریان جنگ از بین رفتند و به اعتقاد کارشناسان نظامی مجله Aviation Week تنها یک یا دو فروند از آنها قادر به پرواز می باشند.

شاه فقید ایران پس از تست پروازی هواپیمای RF-4E در کارخانه مک دانل داگلاس


بیش از 30 فروند فانتوم خریداری شده کشورمان، پس از انقلاب هیچگاه تحویل نشدند.
آمار دقیقی از میزان فانتوم های ساقط شده در جنگ از سوی مسئولان مربوطه ارائه نشده است اما کارشناسان مجله Aviation Week به تعداد حدود 70 فروند اشاره دارند.
بنا به گفته ی یکی از خلبانان پایگاه نوژه ی همدان، در سال 1367 و در زمان اجرای آتش بس، تنها 12 فروند فانتوم (در کل کشور) قادر به پرواز بودند و این در حالی بود که رژیم صدام در آن روزها با بهره گیری از پشتیبانی دولتهای بی دریغ روسیه، فرانسه و چین، 714 فروند جنگنده ی آماده ی پرواز داشت. (از قبیل: میگهای 21، 23، 25، 27 و 29 ؛ سوخوی20، 22، 24 و 25 ؛ توپالف16 و 22 ؛ آواکس ایلیوشین76 و F-7 ساخت چین)
رادار قدیمی هواپیماهای فانتوم در بسیار از کشورها جایگزین شده است. در آلمان رادار اف18 و در اسرائیل نیز رادار ساخت صنایع الکترونیک البیت به جای رادار قدیمی و پرهزینه ی APQ-120 نشسته است. ترکیه نیز حدود 50 فروند هواپیمای فانتوم خود را توسط صنایع هوافضای اسرائیل به روز کرده و بسیاری از ادوات آنالوگ کابین F-4E هایش توسط اسرائیل با نمونه های دیجیتال اسرائیلی، تعویض نموده است.

تصویری استثنایی از کابین F-4E ارتقا یافته با پردازشگر پنتیوم و
سنسورهای ساخت صاایران - سیستم آلتیمتر اصلاح شده و . . .

رادار اسرائیلی فانتوم (بنا به ادعای سایت مربوطه) دو برابر رادار اصلی، برد دارد.
بسیاری از کشورهای کاربر فانتوم (F4) و تایگر (F5)، هواپیماهای F-15 و F-16 را جانشین کرده اند. نیروی هوایی ترکیه در قالب قراردادی، دهها فروند از F-16C/D را در داخل ترکیه مونتاژ می کند. اردن نیز به جای F-5A/B خریداری شده از ایران (قبل از انقلاب)، هواپیماهای F-16C/D را خریداری کرده است.
اسرائیل نیز پس از درگیری های سالهای 1980 تا 1983 با لبنان، سوریه و حمله به تاسیسات ساخت بمب اتمی عراق (عملیات Opera با استفاده از جنگنده های اف15 و اف16) نقش برتری هوایی فانتوم را به اف15 (که در اسرئیل به آنها باز2000 گفته می شود) سپرده است. اف15 های اسرائیلی تاکنون دهها فروند از میگهای 21 ، 23 و 25 سوری را به راحتی و بدون حتا یک مورد تلفات، سرنگون کرده اند.
کشور ما نیز در زمان شاه فقید ایران، سفارش 300 فروند F-16A/B را به ایالات متحده داده بود. قرار بود 140 فروند F-16A به صورت آماده و 160 فروند F-16B در صنایع هسای اصفهان (هواپیماسازی ایران) مونتاژ شوند. تا سال 1357 تنها 2 فروند F-16A به ایران جهت پروازهای آزمایشی تحویل شدند و مابقی آنها پس از لغو قرارداد توسط دولت موقت، به نیروی هوایی اسرائیل فروخته شدند. (وجود دو فروند اف-۱۶ در ایران، مورد تردید برخی کارشناسان قرار دارد)

چگونگی شکستن دیوار صوتی

ابتدا تقسیم بندی کلی بر هواپیماها از نظر سرعت خواهیم داشت. هواپیماها از نظر سرعت به چند دسته تقسیم می شوند:
*هواپیماهای زیر سرعت صوت یا Sub Sonic
*هواپیماهای نزدیک سرعت صوت یا Tran Sonic
*هوپیماهای دقیقاْ در صوت یا Sonic
*هواپیماهای ماورای سرعت صوت یا Super Sonic
*هواپیماهای بسیار بالاتر از سرعت صوت یا Hyper Sonic

سرعت صوت عبارت است از مقدار مسافتی که صوت در یک مدت زمان معین طی می کند. برای مثال سرعت صوت در ثانیه و در سطح دریا و دمای 22 درجه تقریباً 345 متر و سرعت آن در یک ساعت 1240 است. دلیل متغیر بودن سرعت صوت، به میزان فشار هوا یا در حقیقت ارتفاع بستگی دارد. در سطح دریا، سرعت صوت در میزان حداکثر خود و در ارتفاعات بالا کمترین مقدار خود را یعنی حدود 1060 کیلومتر بر ساعت را در در دمای 52 درجه دارد که به این معنی است که در سطح دریا، به دلیل تراکم نسبتاً زیاد ملکول های هوا، صوت با سرعت بیشتری حرکت می کند و مجرد اینکه ارتفاع بالا می رود، فشار هوا تقلیل یافته در نتیجه صوت با سرعت کمتری فضا را پیمایش می کند. به حداکثر سرعت صوت در یک ارتفاع معین ماخ یا Mach می گویند. به این ترتیب سرعت 120 کیلومتر در ساعت تقریباً مقداری معادل 0.1 ماخ داشته و سرعت 950 کیلومتر برساعت تقریباً معادل 0.9 ماخ است (البته بیان سرعت به کیلومتر در ساعت برای درک بهتر است، چه، در غیر اینصورت واحد سرعت هواپیماها بیشتر بر حسب نات یا Knot که معادل 1822 متر است محاسبه گردیده و ارتفاع آنها نیز بر حسب پا یا Foot که هر فوت معادل تقریباً 0.35 متر است محاسبه می شود). سرعت ماخ توسط فرمول سرعت "هواپیما ÷ سرعت صوت محیط" محاسبه می شود.
در حدود سرعت صوت، به دلیل فشردگی بیش از حد هوا در مقابل لبه حمله بال هواپیما، نیروی "برا"ی هواپیما به شدت کاهش پیدا کرده و بالعکس نیروی پس کشنده یا Drag آن به شدت افزایش پیدا می کند؛ تا جایی که بسیاری در زمان های گذشته عقیده داشتند که عبور از چنین سرعتی برای اجسام پرنده ساخت دست انسان غیر ممکن می باشد، اما ورود موتور جت به عرصه هوانوردی، این رویا رنگ واقعیت به خود گرفت. چرا که اگر یک هواپیمای ملخ دار در سرعت 700 کیلومتر بر ساعت به 1000 اسب بخار نیرو نیاز داشته باشد، در سرعت 1000 کیلومتر بر ساعت، همین هواپیما به 30,000 اسب بخار نیرو جهت پرواز نیز خواهد داشت. به همین دلیل این حد را (دیوار صوتی)، Sound Barrier نامیده و گذشتن از آن را غیر ممکن می دانستند.

تصویری از تشكیل یك دیواره ی مه در هنگام شكستن دیوار صوتی به وسیله b_1به دلیل برخورد نور خورشید و زاویه دید بیننده



چگونگی شکستن دیوار صوتی:

با نزدیک شدن هواپیما به سرعت صوت، تولید امواج ضربه ای یا Shockwave ها بر روی بال ها شروع می شود. هر چه سرعتی که هواپیما در آن سرعت موجب تولید امواج ضربه ای می شود بیشتر باشد، آن هواپیما از آیرودینامیک بهتری برخوردار است. این امواج حالتی را شبیه به کوبیدن رو بال ها پدید می آورند و این حالت ناپایداری تا جایی ادامه می یابد که ممکن است فرامین هواپیما به کلی از دست هدایت کننده آن بیرون رود. سرعتی را که تولید امواج ضربه ای در آن برای یک هواپیما شروع می شود، عدد ماخ بحرانی یا Critical Mach می نامند. اما بعد از شکست دیوار صوتی و گذشتن از آن این حالت از بین رفته و فرامین به حالت اصلی خود باز می گردند. گفتیم که نزدیکی هواپیما به سرعت صوت، تولید امواج ضربه ای را در پی دارد. هر موجود پرنده ای در حالت پرواز، فشار های گوناگونی تولید کرده و فشار های متفاوتی نیز از سوی او بر محیط اعمال می شود و عملاً نظم فشار محیط را بهم می زند. تا قبل از سرعت صوت، هر موجی که از سوی هواپیما تولید می شود، از آن دور شده و اثری بر آن نخواهد داشت. اما با تقرب هواپیما به سرعت صوت، دیگر تقریباً امواج فرصت دور شدن از لبه حمله بال هواپیما را نداشته تا جایی که دیگر اصلاً موقعیتی برای فرار آنها وجود نداشته و چون هواپیما نیز همسان با سرعت صوت حرکت می کند، صدای تولید شده توسط هواپیما در هر لحظه جمع شده و با تجاوز از سرعت صوت، صدای مهیب و انفجار مانندی به گوش می رسد که همان نتیجه شکستن دیوار صوتی است.



SU-24 Fencer


SU-24 Fencer
ازتـصــاویــر لذت ببرید



تولید جنگنده بمب افکن بال متغیر آمریکایی اف.۱۱۱ در نیمه دهه ۱۹۶۰ تهدیدی جدی برای شوروی سابق بود . به همین دلیل کارخانه سوخو هم مامور ساختن هواپیمایی با قابلیتهای مشابه شد. بعضی از اهداف طراحان سوخو در طرح جدیدشان ، قابلیت پرواز فراصوتی در ارتفاع پایین ، توانایی اجرای عملیات در شب یا روز و در همه گونه شرایط جوی ، و قابلیت استفاده از باندهای نامناسب و کوتاه بود. اولین طرح پیشنهادی ، که یک بمب افکن بال مثلثی عمود پرواز بود، به نتیجه مطلوب نرسید، و سوخو با استفاده از تجربه حاصله از تولید هواپیمای بال متغیر سوخو-۱۷ و میگ -۲۳ ، به طرح بال متغیر دیگری روی آوردکه آن را رسما سوخو-۲۴ نامیدند . پیش نمونه سوخو -۲۴ برای نخستین بار در ۱۷ ژوئیه ۱۹۷۰ پرواز کرد.

سوخو ۲۴ از دسامبر ۱۹۷۴ تدریجا جانشین یاک-۲۸ (بروئر) در نیروهای نظامی شوروی شد.بالهای متغیر این هواپیما به صورت خشمگینانه ای درست شده است و بسته به سرعت آن به عقب و یا جلو حرکت می کند . ناگفته نماند که هنگامی دو بال این هواپیما جمع می شود که دو موتور هواپیما روشن باشد و به علت سرعت زیاد این عمل صورت می گیرد . بدنه هواپیما کشیده و باریک می باشد و نوک هواپیما تیز و به شکل مستطیل است و در پشت هواپیما برآمدگی هایی است که تا انتهای هواپیما کشیده شده است . این هواپیمای فوق العاده دارای راداری به شکل چوب گلف می باشد که و در زیر هواپیما نصب می شود . کارایی این رادار بدین صورت است که هنگامی که این هواپیما وارد میدان نبرد می شود هر رادار زمینی که روشن باشد شناسایی و در عرض کمتر از یک دقیقه منهدم می کند . در جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران ، کشور عراق دارای تعدادی از این هواپیما بوده که با ورود این هواپیما به خاک کشورمان رادارهای زمینی ما سریعا خاموش می گردید تا مورد گزند این هواپیما واقع نشود . ۱۲ فروند از سوخو ۲۴ های عراق درسال ۱۹۹۰و زمان جنگ خلیج فارس به ایران پناهنده شدند و در سال ۱۹۹۱ ایران ۲۴ قروند از این هواپیما را مستقیما از روسیه خریداری کرده است . و هدف اصلی خرید آن تهدیدهای اسرائیل می باشد . ابتدائا غربیها نام محصول جدید سوخو را اشتباها سوخو -۱۹ می پنداشتند ، و ناتو آنرا به رویه استاندارد نامگذاری جنگنده ها ، فنسر ، نامید؛ البته پس از فاش شدن اطلاعات دقیق تری درباره سوخو -۲۴ ، این نام همچنان حفظ شد. کمبود اطلاعات دقیق درباره سوخو-۲۴ ، آن را به شبه ترسناکی برای هواپیماهای غربی تبدیل کرده بود؛ ولی پس از مدتی ، بویژه پس از آگاهی از نوع موتور در دهه ۱۹۸۰ ،تا حدی نگرانی های قبلی درباره آن رفع شد. ویژگی های آئرودینامیکی سوخو-۲۴ بسیار شبیه میگ -۲۳ است. شاید دلیل اصلی این شباهت ، بهره گیری هردو دفتر طراحی میگ و سوخو از پژوهش های ” انستیتومرکزی آئرو هیدرو دینامیک “ ( ساگی ) در مسکو برای تقویت طرح هایشان بوده است. بال سوخو ۲۴ شهپر ندارد !! ، و حرکت غلت هواپیما با تحریک دم تماما متحرک (شهپردم) انجام می شود. صندلیهای دوسرنشین فنسر به صورت پهلو به پهلو قرار دارد(مانند جنگنده اف-۱۱۱ ) که آرایشی غیر عادی است. اتخاذ چنین آرایشی احتمالا برای افزایش کارایی چشمی خلبان در پرواز سریع کم ارتفاع و همچنین ، تامین فضای مورد نیاز سیستمهای راداری بوده است. با استفاده از یک رادار ویژه برای تعقیب ناهمواری های زمین ، فنسر می تواند در ارتفاع بسیار پایین پرواز خودکار انجام دهد. از عیوب سوخو۲۴ سروصدای زیاد موتور آن است.




مشخصات:
نام ……………………………………………………………. سوخو۲۴ فنسر
شرکت سازنده ………………………………………………. سوخوی
کشور تولید کننده ………………………………………….. شوروی سابق
انواع مدل ………………………………………………….. ۷ مدل
تعداد تولید شده …………………………………………… بیش از ۹۰۰ فروند
موتور ……………………………………………………. دو موتور توربوجت لیولکا مجهز به پس سوز
سال ساخت ………………………………………….. ۱۹۶۵ الی ۱۹۶۹
اولین پرواز …………………………………………. ۱۹۷۰
سال به خدمت درآوردن ……………………………. ۱۹۷۴
هواپیماهای مشابه …………………………………… تورنادو ، ا ف ۱۱۱ ، ا ف ۱۴ ، ا ف ۱۵ ، میگ ۲۳ ، میگ ۲۷
کابین ……………………………………………… دو نفره
وظیفه …………………………………………. هواپیمای تهاجمی در انواع آب و هوا ، بمب افکن دوربرد سنگین ، هواپیمای ضربتی
طول …………………………………………۲۴ متر
اندازه بال …………………………………………. ۶/۱۷ متر
ارتفاع از زمین ………………………………….. ۱۹/۶ متر
وزن هواپیما بدون بار …………………………… ۲۲۳۲۰ کیلوگرم
‘ ‘ با حد اکثر بار ……………………….. ۳۹۷۰۰ کیلوگرم
مقدار تسلیحات سوار شده بر بال ………………. ۹۴۵ کیلوگرم
سقف پرواز ……………………………………….. ۱۶۵۰۰ متر
رنج پروازی ……………………………………… ۲۵۰۰ کیلومتر
رنج دریایی ……………………………………….. ۱۹۳۰ نانو متر
سرعت ………………………………………… ۱۸/۲ ماخ و در مدلهای پیشرفته ۴/۲ ماخ
سرعت هنگام بلند شدن ………………………….. ۲۸۰ کیلومتر بر ساعت
سرعت هنگام نشستن ……………………………. ۲۸۰ کیلومتر بر ساعت
نرخ سرعت ……………………………………… ۳۰۰۰۰ پا در عرض یک دقیقه
سقف پرواز برای سرویس …………………….. ۵۷ هزار پا
مقدار باند برای پرواز……………………………۱۳۰ متر
مقدار باند برای نشستن…………………………..۹۵۰ متر
سوخت گیری در آسمان …………………………. بله
سوخت داخلی ……………………………………. ۱۰۳۸۵ کیلو گرم
سوخت خارجی …………………………………. ۲۳۹۶ کیلوگرم
تسلیحات ……………………………………….. انواع موشکها و بمبها
کشور های دارنده …………………………….. ایران ، روسیه ، اکراین ، بلا روس ، سوریه ، قزاقستان ، لیبی ، ازبکستان ، الجزایر ، آذربایجان ، عراق
جنگها ………………………………………….( ایران و عراق ۱۹۸۰-۱۹۸۸ ) (افغانستان ۱۹۸۴ – ۱۹۸۹)
هواپیما های مشابه …………………………… میگ ۲۳/۲۹/۲۷ ، اف-۱۵ / ۱۱۱ .













undefined



MiG-21 فیشبد (جنگنده هوایی )

 

میگ-21 (MiG-21)، ملقب به فيشبد (Fishbed)،  پر تولیدترین جنگنده جت در جهان بوده است. این هواپیما، سریع، کوچک و چالاک است و تا به حال، سینه‌ي آسمان اروپا، آسیا، آفریقا و حتا آمریکا را شکافته و با مدرن‌ترین و کشنده‌ترین جنگنده‌ها هم روبرو شده است. رکوردهایی که این جنگنده تا به حال کسب کرده است، گاه تا رکوردهایی که جنگنده‌ای مثل اف-4 فانتوم (F-4 Phantom) به دست آورده است پیش می‌رود. میگ-21 ملقب به فیشبد، به خاطر رادار قدرتمند یا سامانه‌های الکترونیکی گران‌قیمت مشهور نشده است، بلکه این پرنده، هواپیمای یک خلبان زبده است و مانند موم در دست یک خلبان با تجربه نرم است. پيشران‌ قابل اعتماد، نگهداری آسان، و قابلیت‌های زیاد در كنار این ویژگی‌ها، همه و همه دست به دست هم داده‌اند تا یکی از مشهورترین جنگنده‌های جهان را به عرصه نبرد بیاورند. در این مقاله، مطالبی را در مورد این هواپیما، خصوصیات و مدل‌های مختلف آن از نظر می گذرانیم:

در حدود سال‌های 1956، غربی‌ها تصویرهای ناواضحی به وسیله‌ي هواپیماهای جاسوسی خود از هواپیمای جدیدی به دست آوردند که برای آنان به منزله تهدیدی اساسی به شمار می‌رفت. پس از چندی، غربی‌ها پی بردند که هواپیمای جدیدی در شوروی در دست طراحی است که فعلاً دو مدل از آن ساخته شده است. آن دو مدل، در حقیقت مدل‌های آزمایشی یک جنگنده‌ي رهگیر جدید بودند که قرار بود به زودی به تولید انبوه برسد. مدل نخست، Ye-2  نام داشت و برای اولین بار در فوریه‌ی 1955 نخستین پروازش را انجام داد. این پيش‌نمونه، دارای بال‌هایی شدیداً پس‌گرا بود. پيش‌نمونه‌ي دوم،Ye-5  نام‌گذاری و به پيشران‌های AM-9Ye مجهز شده بود. اما چون این پيشران‌ها قدرت كافي را برای به پرواز درآوردن این پيش‌نمونه نداشتند، Ye-5 از یک پيشران راکتی نيز در کنار این پيشران برای نخستین پروازش در سال 1956 استفاده نمود. ناگفته نماند که این Ye-5، از بال‌های مثلثی شکل (دلتا) استفاده می‌کرد، که بعدها تمام گونه‌های میگ-21 با اين نوع بال ساخته شدند. مدت‌ها غربی‌ها بر این عقیده بودند که طرح دوم (Ye-5) با نام فیشبد (Fishbed) لغو شده و طرح نخست (Ye-2) با نام فیْسْپلیْت (Faceplate) آغاز گردیده است. اما مدتی بعد، کاملاً خلاف این عقیده ثابت شد و معلوم شد که تولید فیشبد آغاز شده است. سرانجام، یکی از میگ-21ها در سال 1959 به سرعت 2.05 ماخ دست پیدا کرد و بدین گونه نخستین جنگنده روسی شد که توانست از سرعت دو ماخ عبور نماید.

ميگ-21هاي نسل اول : پيشران‌هاي پيش‌نمونه‌هاي میگ-21 بسیار نامطمئن و ناسازگار با سرعت‌های بالا بودند. در اولین نمونه‌های تولید انبوه که با نام نسل اول شناخته می‌شد، این پيشران‌ها را با پيشران‌های  قوی‌تر RD-11  تعویض كردند و بدین ترتيب میگ-21 نخستین اصلاح خود را پشت سر گذاشت. نسل نخست فیشبد دارای سکان عمودی بزرگتر، کاناپی (سرشيشه‌ي اتاقك خلبان) جدیدتر، یک توپ قوی‌تر، قطب‌نمای رادیویی، خلبان‌ خودکار، سامانه‌ي بازشناسی دوست از دشمن (IFF)  و رادیوی چند کاناله بود. گونه­ی میگ های 21 نسل اول با حرف اف/F شناسایی می‌شوند (MiG-21F). میگ-21اِف (MiG-21F) می‌توانست دو موشک AA-2 آتول را زیر بال‌های خود حمل نمایند. چیزی نگذشت که این مدل از فیشبد به کشورهای عضو پیمان ورشو صادر شد. این هواپیما مدل آموزشی نداشت و در نتیجه نیروی هوایی برخی از کشورها مانند آلمان شرقی، مجبور به آموزش خلبانان خود با همان مدل تک سرنشینه بودند. به همین دلیل، تولید گونه‌ي میگ-21يو (MiG-21U) که یک هواپيماي آموزشی دو سرنشینه بود در دستور کار قرار گرفت. گونه­ی میگ-21­یو (MiG-21U) از سوی ناتو به "مونگول" معروف شد. تعدادی از فیشبدها به کشورهایی همچون چین و چکسلواکی نیز صادر شدند که هر دوی این کشورها، با دریافت اجازه تولید این هواپیما، خود به مونتاژ فیشبد مشغول شده و تعداد فراوانی از این هواپیما را تولید و وارد خدمت در نیروی هوایی خود نمودند. کشورهای ایران، عراق، سریلانکا، زیمبابوه، تانزانیا و آلبانی از دریافت کنندگان بعدی این گونه از فیشبدها هستند. 

میگ-21اف (MiG-21F)

 Click here for full size photo! Click here for full size photo!

Click here for full size photo!

 

میگ-21یو (MiG-21U) 

Click here for full size photo!

ميگ-21‌هاي نسل دوم : نسل دوم میگ-21، اصلاحاتی دیگر را برای بهبود برد و همچنین امکان انجام نبرد در هر شرایط آب و هوایی شامل می‌شد. مخروطی که در ابتدای دماغه میگ-21 قرار گرفته بود، تا اندازه زیادی برای جای دادن نخستین نسل رادارهای هواپیمای فیشبد، بزرگتر شد. ارّابه‌ي فرود، به منظور تحمل وزن بیش‌تر، بزرگ‌تر و همچنین از نظر مقاومت به مقدار زیادی تقویت شد. جالب این جاست که میگ-21 های گونه‌ي P (MiG-21P)، گونه‌ي PF (MiG-21PF)، گونه‌يPFM  (MiG-21PFM) و گونه‌‌ي SPS (MiG-21SPS) فاقد توپ دماغه بودند. اين اشتباهي بود شرکت آمريكايي مکدانل داگلاس هم در گونه‌هاي اوليه‌ي "اف-4 فانتوم" مرتكب شد و هيچ توپي را به طور استاندارد و فابريك در آن هواپيما تعبیه نکرد. این تفکر بر این اساس بود که با توسعه‌ي موشک‌های كوتاه‌برد هوابه‌هوا، دیگر نیازی به توپ‌های دماغه هواپیما نیست. این ایده، در سال‌های بعد کاملاً رد شد، چنان‌ که در تمام هواپیماهای نسل بعد، وجود توپ یک امر اجتناب ناپذیر بود. گونه‌يPF  هواپیمای میگ-21 (MiG-21PF)، از پيشران‌هاي نسبتاً قوی‌تری استفاده می‌کرد و همچنین، با کمک رادار ابتدایی خود، قادر به شلیک موشک گرمایاب " AA-2 آتول " بود. میگ-21 گونه‌ي PFV (MiG-21PFV) یک گونه‌ي ویژه از هواپیمای فیشبد بود که مخصوصاً برای ویتنام شمالی و مطابق با شرایط آب‌وهوایی همیشه بارانی و مرطوب طراحی شده بود. میگ-21‌هايي که به نیروی هوایی هند تحويل داده شدند، قابلیت نصب یک توپ را به صورت جدا و در زیر بدنه داشتند.

ميگ-21هاي نسل سوم : شاید نفرت‌انگیزترین هواپیمای فیشبد به نظر خلبانان، این نسل از میگ‌ها‌ي 21 باشد. این سري از میگ-‌21ها، برد بیش‌تری دارد و این ویژگی مثبت را مدیون توانایی حمل بیش از 2620 لیتر سوخت است. این سري، که با بیشتر با دو کد M (MiG-21M) و MF  (MiG-21MF) شناخته می‌شود. ميگ-21 ام (MiG-21M) می‌تواند در حالتی که مخازن سوخت کاملاً پر باشند، دو موشک AA-2 آتول را حمل نماید. این تعداد در حالت حمل 850 لیتر سوخت، به چهار عدد موشک آتول افزایش می‌یابد. با این اوصاف، این هواپیما سنگین‌تر و کم‌تحرک‌تر است و در مانورهای هوایی، ضعف اجراي آن‌ به‌خوبي مشخص می‌شود. همین ضعف باعث شد تا یک مدل تکمیلی از این هواپیما با نام ميگ-21 ام‌اف (MiG-21MF  )  تولید شود که به پيشران‌های نیرومندتری مجهز بود و تا حدودی ضعف ناشی از وزن زیاد را می‌پوشاند. همچنین، گونه‌يMF  (MiG-21MF) رادار جدیدتری نسبت به گونه‌های قبلی دارد. یکی دیگر از گزینه‌های اضافه شده در این گونه، سامانه‌ي خلبان خودكار برای حفظ ارتفاع است که تا حدود زیادی خلبان را در مأموریت‌های طولانی یاری می‌کند. در طی جنگ افغانستان و جنگ ایران و عراق این گونه‌ي ميگ-21، نقش بسیار مؤثری را ایفا نمود. جالب این که این هواپیما، توانست در جنگ ايران و عراق یک فروند "اف-14 تامکت" ایرانی را ساقط نماید. همین هواپیما با ايویونیک (سامانه‌ي الكترونيك پرواز) غربی، می تواند موشک‌های ماترا را نیز حمل کند.

ميگ-21هاي نسل چهارم : آخرین نسل هواپیماهای فیشبد، نسل چهارم این هواپیماهاست که با کد bis  شناخته می شوند (MiG-21bis). این گونه‌ي ميگ-21، حاصل نتایج عملکرد تمام فيشبد‌هاي نسل‌های پیشین است که با تجهیزات نسبتاً امروزی و سامانه‌های جدیدتر عرضه شده است. این گونه، از پيشراني کاملاً نیرومند با قدرت 16000 پوند بهره می‌گيرد که کاملاً ضعف‌های ناشی از کمبود نیرو را رفع می‌نماید. همچنین، بیشتر تجیهزات ايویونیکی (الکترونیک پروازی) آن از هواپیمای به مراتب پیشرفته تر میگ-23 به عاریت گرفته شده است. آلمان شرقی از جمله‌ي دارندگان عمده‌ي این مدل به شمار می‌رفت.

ميگ-21-2000 : شرکت لاهاو که یک شرکت اسرائیلی فعال در زمینه‌ي تعمیر و نگهداری هواپیماست، با بهبود و تعویض بسیاری از تجهیزات میگ 21 فیشبد، این رهگیر کوچک را به یک جنگنده‌ي عالی برای حملات زمینی و همچنین یک رهگیر به مراتب قدرتمندتر از نمونه‌ِ اصلی فیشبد تبدیل کرده است. این شرکت با نصب ایْويونیک (الكترونيك پرواز) غربی بر روی این هواپیما، ویژگی‌های این هواپیما را به میزان زیادی بهینه سازی نموده است. کاناپی (سرشيشه‌ي اتاقك خلبان) یکپارچه، سامانه‌ي "دست روی دسته" یا HOTAS که بدون جدا شدن دست خلبان از دسته‌ي هدایت هواپيما می‌تواند سامانه‌های اساسی را کنترل کند، نمایشگر سربالا (HUD) از موارد جدیدی هستند که اسراييلي‌ها بر روی میگ-21 نسل جدید نصب كرده‌اند. جالب است بدانید که این هواپیما به سامانه‌ي DASH  نیز مجهز شده است. سامانه‌ي DASH یا Display And Sight Helmet شامل یک کلاه و تعدادی حسگر جانبی است که خلبان با بر سر نهادن این کلاه، می تواند تنها با نگاه کردن به هدف، روی هدف قفل نماید و دیگر نیازی به چرخاندن دماغه به سمت هدف برای قفل موشک نیست. در این سامانه، زاویه چرخش سر خلبان نسبت به محور هواپیما محاسبه شده و با توجه به آن زاویه حرکت هدف نیز معین شده و رادار هواپیما موقعیت هدف را تشخیص می دهد.

خلاصه‌اي از پیشینه­ي عملياتي ميگ-21: ميگ-21 هاي هندي در سال 1971 در جنگ هند و پاكستان نقش محدودي داشتند اما به هر حال تجربه‌ي خوبي براي نيروي هوايي هند در پروازهاي دفاعي بود. بر اساس نظر تحليلگران غربي، در آن جنگ ميگ-21هاي هندي در نبرد با اف-104هاي پاكستاني آشكارا برنده شده بودند. اين نمايش پيروزمندانه‌‌ي فيشبدها باعث شد تا نيروي هوايي عراق براي آموزش خلبانان ميگ‌-21هاي خود به سراغ نيروي هوايي هند برود. تا اوايل دهه‌ي 1970 بيش از 120 خلبان عراقي ميگ-21 توسط نيروي هوايي هند آموزش ديده بودند. فيشبدهاي هندي در سال 1999 دوباره در جريان درگيري هند و پاكستان در منطقه‌ي كارگيل وارد نبرد شدند. حضور مؤثر ميگ-21هاي نيروي هوايي ويتنام شمالي در جنگ ويتنام چيزي نيست كه در جمع علاقه‌مندان به هوانوردي نظامي نياز به يادآوري داشته باشد. اين هواپيما طي سه دهه‌ي 1960، 1970 و 1980 به وسيله‌ي سه نيروي هوايي مصر، سوريه و عراق در درگيري‌هاي مختلف اعراب و اسراييل حضور داشت و در بيش‌تر اوقات با جنگنده‌هاي پيشرفته‌تر غربي نيروي هوايي اسراييل روبه‌رو بود. در جنگ كوتاه‌مدت مصر و ليبي به سال 1977 ، ميگ-21هاي مصر با موفقيت از موشك‌هاي آمريكايي سايدوايندر در برابر ميگ-23‌هاي ليبي بهره بردند. نيروي هوايي يمن از "فيشبد"هايش براي حمله‌ي زميني به مبارزان شيعه در شمال آن كشور استفاده كرده است. ميگ-21‌هاي ارتش به اصطلاح خلق يوگوسلاوي در مراحل اوليه‌ي جنگ يوگوسلاوي (1991-1995) براي حملات زميني به‌كار گرفته شدند، در حالي كه نيروهاي كرواسي و اسلووني در آغاز جنگ فاقد نيروي هوايي بودند. در سال 1992 سه تن از خلبانان كروات ارتش خلق يوگوسلاوي با سه فروند ميگ-21 به كرواسي گريختند. در سال 1993 كرواسي بر خلاف تحريم نظامي، 40 فروند فيشبد خريد كه بيست فروند وارد خدمت شدند و بيست فروند براي قطعات‌شان مورد استفاده قرار گرفتند. اكنون نيروي هوايي جمهوري فدرال يوگوسلاوي/سربستان و مونتنگرو از فيشبدهايي كه به صربستان رفته بودند استفاده مي‌كند. اين نيروي هوايي در سال 1999 در جريان حمله‌ي نيروهاي ناتو، 33 فروند ميگ-21 را بر روي زمين از دست داد. ميگ-21 در جنگ داخلي آنگولا توسط نيروي هوايي و دفاع هوايي خلق آنگولا در نقش جنگنده-بمب‌افكن پرواز كرد. در اين جنگ بيش‌تر تلافات فيشبدها بر اثر آتش ضد‌هوايي زميني به وقوع پيوست. اين پرنده در جنگ اول و دوم كونگو، در جنگ اُگادن و در درگيري ميان اريتره و اتيوپي شركت كرده است.  

ميگ-21‌ها به مانند ديگر هواپيماها مشمول برنامه‌هاي ارتقاء بوده است. مثلاً روسيه اكنون يك گونه‌ي ارتقاء يافته از ميگ-21 را با نام ميگ-21-93 (MiG-21-93) ارائه داده است كه بر پايه‌ي آخرين گونه‌هاي اين هواپيما توسعه يافته است. همچنين روسيه يك گونه‌ي ارتقاء يافته‌ي ديگر را نيز براي صادرات ارائه داده است كه با كد بايسن (MiG-21 Bison) شناخته مي‌شود و نيروي هوايي هند اولين مشتري آن است. ميگ-21-97 نيز يك ارتقاء يافته‌ به دست روسيه است كه پيشران آن با پيشران RD-33 تعويض شده است. ميگ-21هاي روماني با كد LanceR (MiG-21 LanceR) به واسطه‌ي مشاركت شركت اسراييلي Elbit و شركت رومانيايي Aerostar SA  به طور گسترده ارتقاء يافته‌ و به‌روز شده‌اند. سرآغاز مشاركت اسراييل و روماني براي ارتقاء فيشبدها اين بود كه در سال 1993 روسيه‌ از فروش قطعات هواپيماهاي ميگ-21 و ميگ-29 به روماني خودداري كرد.

از هواپيماي ميگ-21 فيشبد تا کنون بیش از 7.500 فروند ساخته شده است که به خدمت بیش از 33 کشور دنیا در آمده‌اند. كشورهاي هند، چين و چكوسلواكي اين هواپيما را تحت مجوز به توليد رسانده‌اند. كشور چين اين هواپيما را با نام J-7، چكوسلواكي با نام Z-159، و هند دو گونه را با نام هاي Type 77 و Type 88 توليد كردند. Type 88 اكنون در هند izdeliye خوانده مي‌شود.

میگ-21 هواپیمایی بسیار تأثیرگذار در عرصه‌ي هواپیماهای نظامی بوده است و به رغم کاستي‌های متعدد آن، اثراتش غیر قابل اغماض است. میگ-21، نتیجه درس‌هایی بود که روس‌ها از جنگ کره كه به "جنگ جت‌ها" موسوم بود آموخته بودند. عملکرد رادار میگ-21 به دلیل وجود ورودی هوا در دماغه آن، شدیداً محدود است، اما ویژگی هایی چون سبک بودن و قدرت مانور زیاد مانع از خودنمایی زیاد این نقایص است. با وجود قدمت زیاد این هواپیما، فیشبد هنوز در نیروی هوایی بسیاری از کشور‌ها فعال است. انگار میگ 21 نمی‌خواهد هیچگاه به پرواز خود پایان بدهد. كشور‌هايي كه اكنون از ميگ-21هاي اصل (كه ساخت هند و چين و چكسلواكي نيستند) بهره مي‌برند عبارتند از: آذربايجان، بلغارستان، كامبوج، كرواسي، كوبا، مصر، اتيوپي، گرجستان،‌ گينه، هند، ليبي، مالي، ناميبيا، كره‌ي شمالي، روماني، صربستان، سودان، سوريه، اوگاندا، ويتنام، يمن، زامبيا. كاربران سابق اين هواپيما (چه  ساخت روسيه، و چه ساخت كشورهاي ديگر با مجوز) كه اكنون ديگر از آن استفاده نمي‌كنند شامل 43 كشور هستند كه ايران، آمريكا، اسراييل نيز در ميان آنان هستند. ميگ-21 مالكان خصوصي نيز دارد. حتا واردكنندگاني هستند كه ميگ-21 و ميگ-15 و ميگ-17 را از روسيه مي‌خرند و در آمريكا حدوداً به مبلغ 45 هزار دلار به ماكان خصوصي مي‌فروشند.

مشخصات کامل بمب افکن های سری b+تصویر

هواپیمای بی 1بی، از خانواده بمب افکن های سنگین وزن آمريكايی است که به عنوان جایگزینی برای هواپیمای بی 52 تولید شد. مدتها تفکر بر این بود که باید جانشینی شايسته که بتواند به خوبی از عهده وظیفه بمب افکن قدیمی و پا به سن گذاشته بی 52 بر آید، طراحی و توليد شود.هواپیمای B1-B یک بمب افکن دوربرد و میان قاره ای است که قابلیت شلیک انواع موشک های هوا به سطح ASM مانند کروز و بازه گوناگونی از بمب های همه منظوره و یا هدایت شونده و بمب های هسته ای را نیز دارا است. این بمب افکن بسیار پیشرفته، می تواند بدون سوخت گیری مجدد، از یک قاره به قاره ای دیگر سفر کند، ماموریت خود را انجام داده و سپس مراجعت کند. یکی از ویژگی های چشم گیر این بمب افکن، بالهای متغیر آن است که از تکنولوژی جمع شوندگی برای سرعت های بالا استفاده می کند.اولین مدل این هواپیما در سال 1985 تحویل شد و بعد از آن از سال 1986 به خدمت نیروی هوایی آمریکا در آمد و تا به امروز در سمت خود باقی است، هر چند که به تدریج ظهور بمب افکن هایی چون B-2 عرصه را بر وی تنگ کرده اند. این هواپیما برای پرواز به چهار خدمه شامل خلبان اصلی، افسر تهاجم، افسر دفاع نظامی و فرمانده هواپیما نیاز دارد. همچنین سقف پروازی این هواپیما، (يعنی حداکثر ارتفاعی که هواپیما قابلیت پرواز را دارد) حدود 9100 متر یا 3000 فوت است. قیمت این هواپیما بيش از 200 میلیون دلار است که رقم واقعاً سر سام آوری براي دارنده آن است و هزینه نگهداری آن نیز نسبتاً چیزی از قیمت آن کم ندارد. البته برنامه هایی برای بهینه سازی و بهبود بخشی از امکانات و توانایی های این بمب افکن قدرتمند و مخوف در دست تکمیل است که تا چند ماه آینده کامل شده و باز شاهد هواپیمای بمب افكن پیشرفته تر و توانمندتری از پیش باشيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 17:25  توسط شایان عبادی  |  آرشیو نظرات

بمب افکن b1b Lancer

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 17:21  توسط شایان عبادی  |  آرشیو نظرات

بمب افکن b-52

هواپیمای بمب افکن B-52، بمب افکنی دور برد و در کلاس سنگین وزن است که می تواند گونه های مختلفی از ماموریت ها را به انجام برساند. این هواپیما قادر به پرواز در سرعت های بسیار بالا، البته زیر سرعت صوت و در ارتفاع بالغ بر 50000 پا پرواز بوده و توانایی حمل بمب های هسته‌ای یا اتمی و همچنین بمب های معمولی را نیز دارد. اولین مدل هواپیمای بی 52 در سال 1952، اولین پرواز خود را انجام داده و مدل B  آن نیز در سال 1955 وارد خدمت گشت. به طور کلی 744 بمب افکن بی 52 ساخته شده و آخرین گونه آن نیز که مدل H نامیده می شود، در سال 1962 تحویل شد. این بمب افکن استراتژیکی، دارای بردی برابر با 14160 کیلومتر است که از این رو، هواپیمایی میان قاره ای یا کانتیننتال گفته می شود این بمب افکن سنگین ساخت شرکت بوئینگ بوده و از هشت موتور توربوفن پرات اند ویتنی TF-33 هر یک با قدرت کشش بیش از 7000 کیلوگرم بهره می برد. بالاترین سرعتی که این هواپیما قادر به دستیابی به آن است، حدود 0.8 ماخ بوده که معادل 930 كيلومتر بر ساعت نیز می باشد. هدایت این هواپیمای بمب افکن بر عهده 5 خدمه بوده که سیستم صندلی خدمه ها، از توانایی اجکت یا پرتاب کردن در مواقع خطر نیز برخودار است. لازم به ذکر است که قیمت تمام شده این هواپیمای غول پیکر، حدود 53.4 میلیون دلار می باشد. در مورد اين هواپيما چيزي كه قابل توجه است در مورد مقدار سوختي است كه در بالهاي ان قرار دارد كه در حالت خالي نوك بال ها به حددي با لا است كه يك انسان با قد نسبتا بلند نمي تواند با نوك انگشت دست هم ان را  لمس كند ولي در حالت پر وقتي از زير نوك بال رد مي شود بايد مواظب سر خود باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 14:23  توسط شایان عبادی  |  آرشیو نظرات

بمب افکن b-52

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 14:18  توسط شایان عبادی  |  آرشیو نظرات

بمب افکن b-2

این بمب افکن نه تنها به خاطر رادار گریز بودنش بلکه به خاطر

 

 بسیاری از فاکتور ها و ویژگی های حائز اهمیت و منحصر به

 

 فردش به عنوان یکی از طرح های بسیار موفق قرن بیستم به

 

شمار میرود . هواپيماي بمب افكن چندمنظوره سنگين

 

 B-2 ملقب به شبح ( Spirit ) توانايي حمل تسليحات اتمي و

 

غيراتمي را دارد وهمچون بمب افكن هايي چون B-52 وB1-B با

 

فناوري رادارگريزي ( Stealth ) بدون دیده شدن توانايي حمله به

 

تمامي نقاط حساس و استراتژيك دشمن را داراست. برنامه

 

ساخت آن از سال ۱۹۸۱ ميلادي در آمریکا آغاز شد و نيروي

 

هوايي ایالات متحده سرانجام اين طرح را در ۱۹۸۷ مورد تاييد

 

قرار داد و دستور ساخت ۱۳۲ فروند هواپيماي عملياتي را صادر

 

كرد. اولين بمب افكن B- 2 در ۲۲ نوامبر سال ۱۹۸۸ در پایگاه

 

چهل و دوم نيروي هوايي آمريكا واقع در پالمديل ساخته شد.

 

اولين پروازش نيز در ۱۷ جولاي سال ۱۹۸۹ با همكاري مركز

 

تست پروازي ادواردز (پايگاه نيروي هوايي ادواردز آمريكا

 

 (EAFB)) انجام شد. براي ساخت این غول آهنی بسياري

 

ازشركت هاي

 

توانمند و معتبر هواپيماسازي با يكديگر همكاري داشتند، از قبيل

 

 شركت نورثروپ گرومن ( Grumman )، بوئينگ ( Boeing )، گروه

 

 سيستم هاي راداري هاگز ( Hughes ) و شركت موتورسازي

 

جنرال الكتريك . (GE) نيروي هوايي آمريكا ساخت هواپيماهاي

 

 B-2 را در سه گروه جدا درخواست كرد كه به گروه هاي ۱۰،۲۰

 

و ۳۰ معروف شدند. اين هواپيما كه بيشتر شبيه یک بال پرنده

 

است توانايي پرواز تا ارتفاع پنجاه هزار پايي و قابليت سوختگيري

 

در آسمان را نيز دارد. با يك بار سوختگيري مي تواند شش هزار

 

 مايل دريايي(يك مايل دريايي برابر با ۱۸۵۲ متر است) يعني

 

حدود ۹۶۰۰ كيلومتر را طي كند و اين امر قدرت رسيدن به هر

 

نقطه اي از اين كره خاكي را به او تنها در چندساعت اهدا مي

 

كند. این هواپیما از بالا حالت W شكلي دارد. اين هواپيما توسط

 

 چهار موتور قدرتمند توربوفن شركت جنرال الكتريك با مدل

 

 F118-GE-100 تجهيز شده كه تمامي موتورها به صورت دو به دودر

 

داخل بدنه جاي داده شده اند. هركدام از موتورهايش ۱۷۳۰۰

 

 نيوتن نيرو فراهم مي كنند و با چنين نیروی بالاییست که

 

سرعتي نزديك سرعت صوت به دست مي آید. يك رادار بسيار

 

 قوي به نام ريثون Ratheon An/APQ-181 بر روی B-2 نصب

 

شده است كه يك رادار چندمنظوره است. اين رادار تمامي تست

 

هاي خود را در پايگاه هوايي ادواردز به خوبي گذرانده است و

 

کاملا مطمئن و قابل اطمینان است. این پرنده دو سرنشينه

 

است. خلبان در صندلي سمت چپ مي نشيند و فرمانده

 

عمليات در صندلي راست مستقر مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 18:25  توسط شایان عبادی  |  آرشیو نظرات

بمب افکن b-2

شوق پرواز.رضاصابری.

رافال جنگنده اروپایی جوان

رافال،جنگنده ی اروپایی(شوق پرواز)

می توان به جرأت اظهار کرد که دیگر همانند گذشته، توانایی ساخت هواپیماهای جنگنده تنها تحت سلطه کشور به خصوصی مانند ایالات متحده نیست و کشورهای دیگر نیز امروزه همگام با صنعت روز هوانوردی، با جدیت مشغول به طراحی و تولید هواپیما های جنگنده بومی می باشند.

این جنگنده، که می توان تا حدودی آن را جنگنده ای جوان و جدید نامید، در سال 2001 و در عملیات جنگ افغانستان عملکرد و برتری آشکار خود را بر شناخته شده ترین هواپیماهای ناونشین، یعنی F-18 Hornet و F-14 Tomcat به جهانیان ثابت نمود. رافال هواپیمایی دو موتوره با قابلیت حمل بازه گسترده ای از تسلیحات هوا به هوا و هوا به زمین می باشد که در عین حال، هواپیمایی بی نهایت تغییر پذیر است و به سرعت می تواند نقش خود را از برتری هوایی به شناسایی، حملات دریایی و یا زمینی تغییر دهد. در کاکپیت این جنگنده، از سیستم های اویونیک یا سیستم های الکترونیکی بسیار پیشرفته ای بهره برداری شده است؛ مانند سیستم HUD هولوگرافیک با زاویه دید بالا ساخت شرکت تالس اویونیک که اطلاعات ماموریت را به وفور در جلوی دید خلبان حاضر می نماید، دوربین های CCD و همچنین صفحه نمایش های لمسی در طرفین خلبان که اطلاعات تاکتیکی موقعیت حاضر را ارائه کرده و به او امکان تصمیم گیری به موقع را می دهد.

Dassault Rafale B aircraft picture

 

Dassault Rafale B aircraft picture

 

بقیه مطلب و عکس هادر (ادامه ی مطلب)

نظر یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 0:46  توسط شایان عبادی  |  نظر بدهید

نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا به عنوان یک یگان مستقل از ارتش در ۲۶ ژانویه ۱۹۴7 و بر اساس تصمیم شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا تأسیس شد. در سال ۱۹۴۹ نیز نیروی هوایی در کنار نیروهای دیگر زیر فرماندهی وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا قرار گرفت.نیروی هوایی آمریکا که یکی از قدرتمند ترین نیرو های هوایی را داراست با استفاده از جنگنده ها و بالگرد های پیشرفته توانسته ترس و وحشت به جان کشور های دیگر بیاندازد.نیروی هوایی آمریکا از تسلیحات و جنگنده های بسیار پیشرفته ای مانند بمب افکن های رادار گریز و جنگنده های دو منظوره برخوردار است.

تو ادامه ی مطلب چند عکس  بسیار زیبا و مطلبی کوچک درباره ی نیروی هوایی آمریکاست.دیدنش ضرر نداره.

Lockheed Martin F-22A Raptor aircraft picture

F16

(شوق پرواز)f-16

 

هواپیمای اف-16 فایتینگ فالکون، ساخت شرکت لاکهید مارتین جنگنده ای در کلاس کوچک و چند مأموریته می باشد که نخستین پرواز خود را با اولین نمونه خود در سال 1976 به انجام رساند. این هواپیما توانایی حمله به صورت هوا به هوا علیه هواپیماهای دشمن و هوا به زمین علیه تجهیزات زمینی برای مثال تانک ها و زره پوش های دشمن را به طور کامل و بهینه داراست.

 

فالکون در حقیقت آمیزه ای از هزینه نگهداری اندک و به صرفه و همچنین کارائی تسلیحاتی و تهاجمی بالاست. این جنگنده هم اکنون در اختیار نیروی هوایی ایالات متحده و همچنین متحدان این کشور مانند ترکیه یا امارات متحده عربی می باشد که البته خبرهایی از تحویل یکی از پیشرفته ترین مدل های این هواپیما با کد ئی و اف به امارات توسط آمریکا نیز منتشر شده است. در طراحی این هواپیما، از سیستم های به کار رفته در هواپیماهایی چون اف-15 و اف-111 نیز بهره برداری شده که البته قبل از به کارگیری این سیستم ها، عملیات ارتقا و به روز سازی کاملی نیز بر روی آن ها صورت گرفته است. با سوخت داخلی کامل، فالکون قادر به تحمل 9 برابر شتاب گرانشی زمین یا همان شتاب جی است که در مقابل مقدار حداکثر 4 جی برای به طور مثال رهگیر میگ 25، عددی بسیار مطلوب است. در گذشته، خلبانان به دلیل مقاوم نبودن کافی هواپیماهایشان، جرات انجام مانور های سنگین با بیش از 4 جی را نداشتند، اما همانطوری که می بینیم، امروزه این هواپیماها هستند که خلبانان را با مقاومتشان در هم شکته و آنان را تا مرز بیهوشی می برند. لازم به ذکر است که حداکثر شتاب جی قابل تحمل توسط انسان حدود هشت و نیم جی است که البته انسان برای لحظات کوتاهی مانند لحظه پرتاب از هواپیما توسط صندلی نجات قادر به تحمل هیجده جی فشار نیز می باشد.

در یک نبرد هوایی، مانورپذیری باورنکردنی فالکون و برد بسیار زیاد آن در مقایسه با هواپیماهای مشابه از همان ابتدا پیروز میدان را مشخص می سازد. رادار پیشرفته این هواپیما قادر به تشخیص اهداف در هر شرایط آب و هوایی و هر ساعت از شبانه روز بوده و حتی می تواند اهدافی را که برای جلوگیری از دید رادار در ارتفاع فوق العاده پایین پرواز می کنند، شناسایی نماید. در کاکپیت این هواپیما، در تمامی نشاندهنده ها و دستگاه ها اصل صراحت و اختصار رعایت شده و اطلاعات مختصر و مفید دسته بندی می شوند. همچنین در این هواپیما سیستم HUD نیز به کار برده شده که تمامی اطلاعات پرواز را بر روی شیشه جلوب خلبان منعکس ساخته و مانع از این می شود که خلبان هر لحظه چشم از روی هدف مورد نظر خود برداشته و برای آگاه شدن از وضعیت پرواز هواپیمای خود، مرتباً به نشان دهنده ها نگاه کند. کاناپی این هواپیما نیز از نوع حبابی بوده که دیدی بسیار عالی را از محیط اطراف برای خلبان فراهم می سازد که از این لحاظ بسیاری از خلبانان آن را به هلیکوپتر مانند می سازند. هواپیمای فالکون برای تامین نیروی خود از یک موتور پرات اند ویتنی یا جنرال الکتریک سود می جوید که این مورد بسته به نوع آن متغیر است و البته، موتور نوع جنرال الکتریک که در هواپیمای اف-15 و مدل سی و دی این هواپیما نیز به کار رفته است، قدرتمند تر بوده و قادر به تولید نیروی کشش استاتیکی معادل 27.000 پوند می باشد. ورودی هوای موتور این هواپیما در زیر بدنه قرار گرفته که ترکیب آیرودینامیکی خوبی را با بدنه به وجود آورده است. با اتکا به نیروی این موتور قدرتمند، این جنگنده قادر به پرواز با حداکثر سرعتی معادل دو ماخ در ارتفاعات بوده و سقف پروازی آن حداکثر پانزده کیلومتر است.

 

طول این هواپیما حدود پانزده متر و طول دو سر بال های آن نیز حدود ده متر است که از این جهت در کلاس هواپیماهای اندازه کوچک قرار می گیرد. حداکثر وزنی که این هواپیما قادر به حمل آن به آسمان است حدود هفده تن می باشد. این هواپیما می تواند با حداکثر شش موشک هوا به هوا اعم از موشک های سایدوایندر، آمرام و اسپارو تجهیز شده و برای حمله به اهداف زمینی نیز قادر است که به انواع موشک های هوا به زمین ماوریک و هارپون و بمب های مارک، جی دی ای ام و جی بی یو مسلح شود. همچنین برای نبرد های نزدیک، توپ یا مسلسل هنوز هم یک سلاح موثر به شمار می آید و به همین دلیل، این هواپیما از یک توپ بیست میلیمتری با حداکثر خشاب پانصد گلوله ای بهره می برد. در هدایت این هواپیما، از سیستم پرواز با سیم بهره جسته شده است، بدین گونه که خلبان با سوطح کنترلی مانند شهپر ها هیچ گونه ارتباط مکانیکی نداشته و سطوح کنترلی از طریق کامپیوتر هواپیما کنترل می شوند.

 

این شیوه هدایتی در هواپیماهای بزرگ مانند هواپیماهای مسافربری بسیار متداول است، چرا که حرکت دادن به طور مثال شهپر های سی متری هواپیمای جامبوجت در آسمان تحت فشار شدید هوا کاری است که نه تنها از دست خلبان بر نمی آید، بلکه از عهده حضرت فیل هم خارج است. در این هواپیما فرمان حرکت به کامپیوتر داده شده و پس از پردازش میزان حرکت و جهت مناسب، فرمان حرکت به جک های هیدرولیکی داده شده و شهر ها یا دیگر سطوح کنترلی حرکت می نمایند. در هواپیمای فالکون، برخلاف بیشتر جنگنده دسته فرمان در وسط و میان پاهای خلبان قرار نگرفته بلکه برای راحتی بیشتر و جلوگیری از خم شدن دست خلبان و ناراحتی او، دسته استیک در سمت راست او با وضعیتی بهینه قرار گرفته است. حداکثر برد این هواپیما، با حداکثر سوخت در تانک ها و مخازن سوخت خارجی اضافی، حدود سه هزار و دویست کیلومتر یا هزار و پانصد مایل می باشد که مسافتی بسیار زیاد و البته عالی و بهینه برای هواپیمایی نظامی به شمار می آید.تصاویری از این جنگنده:

F15

F15(وبلاگ شوق پرواز)

F-15 Eagleجنگنده F-15
 Eagle  یک جت کوچک با قابلیت مانور بسیار بالا که برای ماموریت های جنگ های تن به تن هوایی در هر شرایط آب و هوایی طراحی شده است. اولین ماموریت آن حفظ برتری هوایی می باشد به عبارت دیگر هدف نهایی آن شکست دادن جنگنده های دیگر در نبردهای هوایی می باشد.

نیروی هوایی ایالات متحده این جنگنده را به سبب رونمایی جنگنده ی پر قدرت شوروی MiG-25 در سال 1976 بکار گرفت.

نسخه اولیه F-15 Eagle  فقط برای اداره کردن آسمان ها و هدف گیری سایر جنگنده ها طراحی شده بود نه برای بمباران اهداف زمینی زیرا نیروی هوایی می دانست که تجهیزات اضافی خطر کشف این جنگنده را توسط رادارها بالا برده و توانایی های درگیری هوایی آن مختل خواهد کرد.

نیروی دریایی و هوائی امریكا ازحدود سال ۱۹۶۵ اقدام به تجدید قوا برای دهه۷۰ نموده ند.نیروی دریایی برای جانشینی فانتوم كه تنها ردگیرش بود اف-۱۴ را انتخاب كرد ولی نیروی هوایی تاكتیكی امریكا به دلائل زیاد ترجیح داد اف-۱۵ را كه به نام ایگل(Eagle) بمعنای عقاب شناخته شده است برای نگهداری تفوق هوایی خود انتخاب كند.از هنگامیكه هواپیما عملا در جنگ شركت كرد یك نظریه ی بعنوان اصلی در تاكتیك جنگ ها به اثبات رسید ((هر طرفی برتری هوایی را در جبهه حفظكند ۵۰٪ پیروزی را بدست آورده.

جنگنده F-15 Eagle

جنگنده F-15 Eagle  در حال سوخت گیری 


 اصولا هواپیما های رهگیر به این منظور و به منظور حراست از مرزها بكار میروند.تا بحال هواپیماهای رهگیر متعددی در جهان وجود داشته است.ولی اف-15 یكی از مدرنترین و كارامد ترین هواپیمای تفوق هوائی است كه تا بحال در دنیا ساخته شده و میتوان گفت كه شاهكار صنایع هواپیما سازی جهان است.


اف-15 در مدت 7 روز پس از اولین پرواز خود 5 پرواز انجام داد و در یكی از این پروازها به حداگثر سرعت خود یعنی 2.4 برابر صوت و حداقل سرعت خود یعنی 120 نا نیكال مایل دست یافت بدون آنكه با كوچكترین اشكالی مواجه شود.این هواپیما 2 سال در كارخانه و نیروی هوایی بطور آزمایشی پرواز كرد و در سال 1974 بتدریج در تمام پایگاههای امریكا مستقر شد.در سال 1975 بودكه اف-15 تمامی ركوردهای اوجگیری و مانور را كه تا آن موقع در دست میگ 25 بود شكست و با این كار برتری خود را به ثبوت رسانید.یكی از ركوردهای اوجگیری اف-15 می تواند در مدت 2 دقیقه (12
۰ ثانیه)خود را به 60000 پا (20 كیلومتر ارتفاع)برساند.

Floats like a butterfly and stings like a bee -- the F-15 is the Muhammad Ali of the skies. The military has been using this fighter jet since the '70s, and it still outmaneuvers the competition. Find out why this plane has a perfect combat record.


Photo courtesy
U.S. Department of Defense

Photo courtesy U.S. Department of Defense
The F-15 Strike Eagle (bottom) carries a number of air-to-ground weapons in addition to the air-to-air weapons you'll find on an F-15C (top).


 مدل های F-15

F-15A: نسخه ی اولیه جنگنده ی F-15 ، این جنگنده اولین بار در جولای 1972 پرواز کرد. همانند F-15C این جنگنده نیز بصورت تک خلبان طراحی شده است.

F-15B: اولین نسخه F-15  تمرینی که اولین بار در جولای 1973 پرواز کرد. این هواپیما دارای دو خلبان می باشد. جایگاه ها: کابین اول برای مربی با تجربه و کابین دوم برای خلبان در حال تعلیم.

F-15C: نسخه ارتقا یافته F-15A که در سال 1979 به نیروی هوایی اضافه شد. سیستم های الکترونیکی پیشرفته، قدرت موتور بیشتر و افزایش ظرفیت حمل سوخت از مزایای آن محسوب می شود.

F-15D: یک هواپیمای دونفره تمرینی مشابه F-15C می باشد.

F-15E: مرکب از جنگنده ی هوا به هوا و بمب افکن هوا به زمین ( همچنین به اسم F-15 Strike Eagle شناخته می شود) این جنگنده در سال 1988 به زرادخانه نیروی هوایی اضافه شد. بزرگترین تفاوت میان F-15C و F-15E در وضعیت کابین یدکی و امکانات بمباران می باشد. البته تغییرات کوچکتری در سراسر این هواپیما اعمال شده است.

F-15I Thunder: مدل اسرائیلی از F-15E

F-15S: مدل عربستانی از F-15E

F-15J Peace Eagle: مدل ژاپنی F-15C

F-15 ACTIVE: هواپیمای دونفره مورد استفاده در تحقیقات ناسا. ACTIVE  مخفف کلمات advanced control technology for integrated vehicles می باشد.

 f-15  در حال 
شلیک

 

مشخصات F-15C:

کشور سازنده: ایالات متحده

حداکثر سرعت: 433/1 ماخ معادل 650/1 مایل بر ساعت( هر ماخ برابر با 1224 کیلومتر در ساعت است)

ابعاد: عرض: 05/13 متر، طول: 43/19، ارتفاع: 63/5 متر، وزن بدون مهمات: 973/12 کیلوگرم

F35

هواپیمای اف 35 بی --- هواپیمای اف 35 بی ارتش آمریکا - هواپیمای عمود پرواز که از مزیت های آن امکان برخاستن در فاصله کم و نشستن به صورت عمودی است - F-35 B

F-35

می توان گفت که جدیدترین هواپیمای نظامی آمریکا، جنگنده مشترک عمود پرواز F-35 JSF است که هم اکنون در حال در طراحی و ساخت بوسیله شرکت لاکهید مارتین می باشد.  این جنگنده طی یک برنامه مشترک توسط شرکت های نورث روپ گرومن، BAE سیستمز، پرات اند ویتنی و رولزرویس ساخته می شود.

جنگنده JSF، جنگنده ایست چندماموریته که برای عملیات هوا به زمین بهینه سازی شده و ماموریت هوا به هوا، اصولاً ماموریت ثانویه آن به شمار می آید. اگر به تصاویر این هواپیما دقت کنید، می بینید که این هواپیما تا حدود زیادی به جنگندهF/A-22 Raptor شباهت دارد و طرح کلی آن مشابه این هواپیما بوده و هم چنین تا حدود زیادی نیز از فناوری های مشترکی بهره می جویند. این هواپیما، در پاسخ به نیاز به هواپیمایی که قابلیت پرواز عمودی را داشته باشد، در مرحله طراحی قرار گرفت، چرا که هواپیمایی که بتواند عمودی از زمین برخیزد، دارای فرسایش قطعات پایین تر و مهمتر از آن طول باند کمتر می باشد که آن را به وسیله ی بهینه ای برای برخاست از روی ناوهای هواپیمابر و همچنین فرود بر روی آنها تبدیل می کند. برای انجام این مهم، این هواپیمای پیشرفته تک موتوره، از سیستم وکتورد تراست یا کشش منحرف شده بهره می جوید، یعنی ابتداً همانند موتورهای توربوپراپ نیروی موتور ابتدا به یک جعبه دنده برای کاهش دور انتقال یافته سپس به یک فن یا پنکه عمود بر سطح زمین منتقل می شود. این پنکه نیروی مورد نیاز هواپیما را برای برخاستن تا یک ارتفاع مطمئن تامین کرده و پس از آن، به تدریج قدرت موتور بیشتر به سمت خروجی موتور متوجه شده و از قدرت لیفت فن کاسته می شود و هواپیما به جلو رانده می شود. در سیستم قدرت این هواپیما، برای برخاست، ابتدا دریچه ای زیر و بالای کابین خلبان باز شده و از آن جا لیفت فن هوا را با سرعت زیاد از بالا به سمت پایین پمپاژ می کند. همزمان با این کار، خروجی انتهایی موتور نیز به سمت پایین برگشته و نیروی تراست رو به پایین تولید می کند. این دو محل تولید نیرو، بالانس هواپیما یا تعادل آن را نیز بر قرار می سازند.

یک فروند F-35 به همراه یک F-16 فالکون

این هواپیما، بسته به موتوری که روی آن نصب می گردد، دارای بردی برابر 1200 هزار کیلومتر و حداکثر سرعتی معادل 8/1 ماخ خواهد بود. این هواپیما، قادر است با بیشینه وزنی حدود 22 تن عملیات برخاست یا تیک آف را انجام دهد. البته در گونه دریایی یا ناونشین این هواپیما، که مدل B یا C می تواند باشد، تغییراتی برای توانایی لندینگ یا نشست بر روی ناو از جمله بزرگتر کردن بالها و افزایش سطح فلپ ها و همچنین تغییراتی نیز در موتور آن حاصل می گردد. این هواپیما، برای حمل تسلیحات خود از دو محفظه داخلی و چهار پایلون خارجی استفاده می کند. هر یک از محفظه ها، قابلیت حمل دو موشک یا بمب یا هر سلاح دیگر را دارند و مقرهای خارجی نیز به همین ترتیب می توانند لود شوند. تقریباً در تمامی مدلهای این هواپیما، تسلیحات یکسانی به کار رفته و تغییرات تنها در قسمت راداری و سیستم های پیچیده برخاست و نشست صورت می پذیرد. از این جنگنده، تعداد بسیار فراوانی، یعنی حدود 3000 فروند سفارش داده شده که حدود 1700 فروند آن برای نیروی هوایی و بقیه برای نیروهای دریایی و ناوگان های آنان خواهد بود. با تمام اوصاف، انتظار می رود که این هواپیما در سال 2008 وارد خدمت شود، یعنی همان سالی که پرنده رویایی اف-14 تامکت بازنشسته و برای همیشه به موزه های هوایی سپرده خواهد شد.

 مدلها:

جنگنده F-35 قرار است در سه مدل ساخته گردد:

مدل A که برای نیروی هوایی در نظر گرفته شده و جنگنده ای باقابلیت پروازی عادیست و قرار است جایگزین F-16 (فالکن) و A-10 شود.

مدل B که برای سپاه تفنگداران دریایی(USMC) طراحی شده و دارای برد زیاد و قابلیت نشست و برخواست کوتاه است و برای جایگزینی هارییر در نظر گرفته شده است.

مدل C که برای نیروی دریایی (USN) و نیروهای انگلیسی در نظر گرفته شده که دارایی قابلیت ناو نشینی و نشست و برخواست کوتاه است.

F-35 A

 ویژگیها:

یکی از خصوصیات جنگنده F-35 کم پیدایی آن از لحاظ راداری است(به جز در مدل B به دلیل نیاز کمتر به این ویژگی در این مدل). یکی از اصول کم پیدایی به کار رفته در این جنگنده استفاده از بدنه ی تقریبا یک پارچه است، بدین معنی که ساختار بال با بدنه یکپارچه است و به داخل بدنه فرو می رود(برخلاف جنگنده های کنونی). همچنین در بدنه ی F-35  به میزان قابل توجهی از مواد مرکب ( کامپوزیت) به کار رفته است.

در F-35، پسگرایی بال و دم نسبت به لبه ی جلویی 35 درجه و نسبت به لبه ی عقبی 15 درجه است. سکانهای عمودی ثابت هواپیما دارای پسگرایی تا 35 درجه و انحراف تا 25 درجه هستند. بدین ترتیب بعد از مدتها یک جنگنده مدرن بر سلطه  بیش از 50 ساله ی بالهای پسگرا خاتمه داد.

این جنگنده از موتور F.119 ساخت شرکت پرات اندویتنی استفده می کند. نکته  جالب در مورد این موتورها این است که  با وجود فناوری  پیشرفته  و کارآمد آن، قیمت  پایینتری نسبت  به  موتورهای  دیگر دارد و نگهداری آن نیز راحتر است. هرکدام  از موتورها نیروی  پیشرانی  به  اندازه 15420 کیلوگرم تولید می کند که با استفاده  از پس سوز (afterburner) این  نیرو به  22675 کیلوگرم می رسد.

ساخت  رادار F-35 را بخش سیستمهای  الکتریکی  شرکت  نورثروپ گرومن  عهده دار است  و برای  این  کار شرکت گرومن  دست  به  گسترش  رادار APG-77 زده است  و با مدرن  کردن  آن  امیدوار است  که هوشمندترین  رادار حال  حاضر جهان راطراحی  کند؛ البته هیچگاه از تواناییهای کامل این رادار در انواع صادراتی استفاده نخواهد شد. شایان ذکر است که تعداد آنتنهای رادار از 62 برای رپتور به 21 برای F-35 کاهش یافته است.

 گفته میشود F-35 ( همانند رپتور) به تجیزات داخلی الکترونیک یکپارچه مجهز است و برای کاهش هزینه ها در تمام جنگنده ها از تجیزات استاندارد استفاده خواهد شد. همچنین این جنگنده به همراه رادار خود از سامانه ی SA برای هرچه راحت تر کردن کنترل رادار بهره می برد که این سامانه وضعیت آسمان نبرد، دستورات و اجازه شلیک موشکها و اسکن زمینی و... را صادر و گزارش می نماید. از دیگر سامانه ها میتوان به سامانه ی جلونگر فروسرخ که به منظور پرواز در ارتفاع پایین و آشکار سازی عوارض زمینی و پدافندهای دشمن استفاده می شود، نام برد.

اما از لحاظ حمل تسلیحات F-35 دارای یک محفظه جنگ افزاری در زیر بدنه است که برای کم پیدایی راداری در آن محل تعبیه شده و در صورت عدم لزوم کم پیدایی راداری می تواند از آویزگاه های زیر بال نیز بهره ببرد.

F-35 در بعد کوتاه برد از موشکهای رایج ساید وایندر (احتمالا در دو مدل X و M )استفاده خواهد کرد و در بعد میانبرد از آمرام استفاده می کند(احتمالا از مدل C که از یک جستجو گر چند طیفی برای ردگیری موشکهای کروز کم پیدا بهره می برد).

اما تسلیحات اصلی جنگنده (با توجه به اینکه وظیفه ی اصلی این جنگنده ایفای نقش هجومی و ضربتیست) انواع -55/78/87  CBUاست (این بمبها بمبهای هوا-انفجاری هستند و قبل از رسیدن به زمین منفجر می شوند و تاثیر هولناکی بر روی وسایل زرهی و به خصوص نفرات پیاده دارند و به قدری وحشتناک هستند که از آنها برای پاکسازی میادین مین استفاده می شود). از دیگر تسلیحات قابل حمل توسط  F-35 بمبهای هدایت دقیق (GBU) و درنهایت یکی از هولناکترین بمب ها یعنی بمبهای سری JADAM (مانند سری GBU) است. این بمبهای ترکش شونده برای مقاصد تهاجمی مستقیم استفاده می شوند و درنهایت بمبهای DAACM که برای تهاجم علیه فرودگاه ها کاربرد دارند. همچنین انواع موشکهای هوا به زمین به اضافه یک توپ 27 میلیمتری ماوزر در نمونه های عادی و توپهای غلافدار درنمونه های عمود پرواز را باید به این لیست افزود.

انتظار می رود مدلهای A جنگنده F-35 در سال  ۲۰۱۱ میلادی با قیمت  ۴۰ میلیون  دلار به بازار تسلیحات عرضه شود و مدلهای B و  C نیز در سال 2012 وارد خدمت شوند.

 مقایسه  F-35 با F-22:

بسیاری معتقدند این دو جنگنده از بسیاری جهات، از جمله در ورودیهای هوای کناری، دماغه و بال ذوزنقه ای و سکان عمودی دم مشابه هستند؛ ولی از نظر کلی با وجودی که رادار  F-35برداشتی با ماهیتی نا معلوم از رادار رپتور است، تنها 40 تا 50 درصد توانایی آن را داراست و از نظر پنهانکاری اگر رپتور را یک توپ بیسبال در نظر بگیریم F-35 حکم توپ فوتبال را دارد و بازتاب راداریش بیشتر است.

در مدیریت جنگهای نوین قرار است هر F-35 بتواند نقش 2 جنگنده ی F/A18 را به خوبی ایفا کند، در حالی که حداقل دو فروند F-35 برای ایفای نقش یک رپتور مورد نیاز است.

 

مشخصات جنگنده F-35:

نوع کاربری: استریک فایتر

 شرکت سازنده: لاکهید مارتین

 خدمه: 1 نفر

 آخرین قیمت: بین 28 تا 35 میلیون دلار

 نیروی محرکه: یک عدد   Pratt & Whitney F119-PW-100 استفاده شده در اف-22 رپتور

 طول: 13.5 متر

 عرض: 10.8 متر

 وزن خالی: 10200 کیلو گرم

 حداکثر وزن: 22600 کیلو گرم

  حداکثر سرعت: احتمالا 1.8 ماخ

 برد: در نمونه ازمایشی 1200 کیلومتر

 

* توضیح: مشخصات فوق مربوط به مدل ازمایشی F-35 با نام X-35 Joint Strike Fighter می باشد.

 

جنگنده های مدرن

اين هواپيماهاي جنگي با داشتن تجهيزات منحصر به فرد در فهرست پيشرفته ترين ها قرار گرفته اند.
در حالي که آرزو مي کنيم هميشه در تمام دنيا صلح و آرامش برقرار باشد اما هر کشور به نوبه خود سعي دارد مجهزترين وسايل و سلاح ها را براي دفاع در برابر دشمن بسازد. با اينکه ساخت اين جنگنده ها با اين تجهيزات فوق پيشرفته نشان دهنده سطح بالاي فناوري و تکنولوژي در دنياست، اما بيانگر اين موضوع هم هست که هر لحظه بايد براي دفاع آماده بود. موضوعي که بين تمامي اين جنگنده هاي هوايي مشترک است، سرعت بسيار بالا و مافوق صوت آنهاست.

سوخوتي 50
 

اين جت جنگنده دو موتوره از نسل پنجم جنگنده ها و ساخت يک شرکت هوايي روسي به نام سوخو است. توليد اين هواپيما از سال 2010 آغاز شده است که اولين مشتري آن هم نيروي هوايي هند بود. اين جنگنده هنوز در حال تکامل است ولي از ويژگي هاي اصلي آن مي توان به پرواز در تمام طول شبانه روز، پروازهاي بسيار طولاني، امکان سوخت گيري هوايي در زمان پرواز، پنهان شدن از ديد رادار دشمن، استفاده از موشک هاي هوا به هوا، هوا به زمين و هوا به دريا، داشتن هوش مصنوعي براي فرار از تله هاي احتمالي هوايي و قابليت دفاعي خودکار اشاره کرد.

سوخوي 30
 

جنگنده سوخوي 30 يک جنگنده دو سرنشين و چند منظوره است که براي دفاع در برابر جنگنده آمريکايي اف 15 ساخته شد. اين هواپيما که توسط شرکت هوايي ايرکات در مسکو ساخته شد، نوعي پيشرفته تر از سوخوي 27 و يکي از پرفروش ترين جنگنده ها در سراسر دنيا به حساب مي آيد. از مشخصه هاي اين جنگنده مي توان به رادار گريزي، شناسايي از روي اشعه مادون قرمز و سرعت سوپر کروز که سرعتي بسيار بالا و مافوق صوت است، اشاره کرد. همچنين موشک انداز اين جنگنده يکي از پيشرفته ترين موشک اندازها بين چهار نسل گذشته جنگنده هاي هوايي است.

اف 22 رپتور
 

اين هواپيماي جنگنده ساخت شرکت لاکهيد و بوئينگ است. اف 22 هواپيماي جنگنده نسل پنجم و دو موتوره بوده که از فناوري استيلز- پنهان شدن از ديد رادارها- برخوردار است. همچنين اين جنگنده تک سرنشين داراي قابليت حمله به زمين و جنگ الکترونيکي است. پيمانکار اصلي اين طرح، لاکهيد مارتين است که توليد بدنه هواپيما، سلاح و مونتاژ نهايي را بر عهده دارد. اين جنگنده در دسامبر 2005 وارد سازمان هوايي آمريکا شد. اف 22 توانايي حمل 4500 کيلوگرم سلاح را دارد. يکي از جالب ترين برنامه هاي اين جنگنده فناوري شليک اول با ديد اول است که مي تواند اهداف گوناگوني را در همان ديد اول مورد هدف قرار دهد.

اف 35 لايتنينگ
 

جنگنده اف 35 از نسل پنجم جنگنده ها، يک جت تک موتوره و تک سرنشين است که قابليت رادار گريزي، حمله به زمين و شناسايي هدف حتي در مسافتي بسيار دور را دارد. اين جنگنده هم که توسط شرکت هوايي لاکهيد مارتين ساخته شده، براي اولين بار در 15 دسامبر 2006 به پرواز درآمد. جنگنده اف 35 پيشرفته ترين هواپيماي جنگي چند منظوره است.
حسگرهاي اين جنگنده بسيار قوي بوده و مي توانند دشمن را چه در هوا، چه در زمين و چه در دريا از فاصله دور نشانه گيري کرده و درست به هدف بزنند. همچنين اين جنگنده قادر است به صورت عمودي نيز پرواز کند.
 

اف 18
 

هيچ شکي نيست که اف 18 يکي از بهترين جنگنده هاي دنياست. اين جنگنده که سرعتي بسيار بالا و مافوق صوت دارد در دو مدل تک سرنشين و دو سرنشين و توسط شرکت آمريکايي نورسروپ و توسط طراح مک دانل داگلاس ساخته شده است. اين هواپيما قابليت سوخت گيري در زمان پرواز، حمله به زمين، شناسايي هدف، درگيري نزديک هوايي و دفاعي هوايي را داشته و براي هر نوع آب و هوايي مناسب است و قدرت مانور هوايي بسيار بالايي دارد. موشک انداز اين هواپيما بسيار دقيق بوده و اين جنگنده چند منظوره حتي از روي زمين يا عرشه ناوهاي جنگي نيز قادر به پرتاب موشک هاي خود است. اين جنگنده در واقع جايگزيني براي اف 4 و براي دفاع در برابر اف 16 ساخته شده است.

گريپين
 

اين جنگنده هوايي چند منظوره، تک موتوره بوده و توسط شرکت هواپيمايي سوئدي گريپين ساخته شده است. گريپين از جنگنده هاي نسل چهارم است و کابين آن گنجايش دو سرنشين را دارد. اين جنگنده مجهز به پيشرفته ترين سيستم هاي ديجيتالي است و بهترين نوع تشخيص دشمن را دارد و خلبان هواپيماي گريپين مي تواند با خلبان همکار خود صحبت کرده و نقشه حمله را مرور کند، بدون اينکه دشمن از روي امواج بتواند آنها را شناسايي کند. اين جنگنده براي برخاستن از زمين به 800 متر باند احتياج دارد. بال هاي دلتاشکل اين هواپيما اين امکان را به او مي دهد تا با سرعت هر چه بيشتر بتواند بالا و پايين رفته و فرود بيايد.

رافائل
 

رافائل جنگنده اي دو موتوره و چند منظوره است که توسط شرکت فرانسوي داسو ساخته شد. اين جنگنده توانايي دفاع در هنگام پرواز را داشته و موشک هاي هوشمند آن از قبيل ميکا، آپاچي و سايدوايندر هدف را در آسمان و زمين و دريا ديده و به آن حمله مي کند. اين جنگنده توانايي حمل بيش از 9 هزار کيلوگرم سلاح و مواد منفجره را دارد. حسگرهاي اين هواپيما مي تواند هشت هدف را به طور همزمان تشخيص دهد. همچنين رافائل مجهز به سيستم ايجاد اختلال در رادارهاي دشمن و فرار از تيررس آن است. سرعت بالاي اين جنگنده نيز مافوق صوت است.

جي 10
 

اين هواپيماي جنگنده که توسط شرکت چيني چنگجو و به منظور استفاده ارتش چين ساخته شده است، در مواقع نياز هم به عنوان جت جنگي و هم به عنوان يک بمب افکن و به صورت همزمان استفاده مي شود. اين جنگنده به نام اژدهاي نيرومند نيز شناخته مي شود. همچنين جي 10 مي تواند در بدترين شرايط آب و هوايي نيز هدف را شناسايي کرده و به جنگيدن ادامه دهد. اين جنگنده داراي سيستم تشخيص از روي اشعه مادون قرمز بوده و رادار آن داراي چشم الکترونيکي است. جي 10 از نسل سوم هواپيماهاي جنگنده به حساب مي آيد که براي اولين بار در سال 1998 به پرواز در آمد.

تايفون
 

اين جنگنده يک جت دوموتوره و چند منظوره است که توسط شرکت يورو فايتر ساخته شده است. وزن اين جنگنده بسيار کم بوده و به همين خاطر مي تواند در آسمان مانور بهتري دهد. اين جت قادر است در شرايط اضطراري در آب و هواي بسيار بد نيز به درستي فرود بيايد. حسگرهاي هوشمند تايفون نزديک شدن موشک را به خوبي تشخيص داده و هشدار مي دهند.
اين جنگنده نيز از سيستم موشک هاي هوشمند برخوردار است که دشمن را از فاصله دور تشخيص داده و درست به هدف مي زند و خودش مي تواند به راحتي از رادارهاي دشمن پنهان شود. 70 درصد از بدنه اين هواپيما از فيبر کربن، تيتانيوم و آلومينيوم ساخته شده است.

ميگ 35
 

جنگنده ميکويان يا همان ميگ 35 از پيشرفته ترين جنگنده هاي دو موتوره و نسل پنجم است که توسط شرکت روسي ميگ طراحي و ساخته شده است. اين جنگنده مجهز به کابين خلبان شيشه اي بوده تا نمايي کامل از اطراف را براي خلبان داشته باشد. رادار و حسگرهاي ليزري جنگنده ميگ بسيار پيشرفته و حساس بوده و هواپيماهاي دشمن را در هر جهتي که هستند، نشان داده و موشک هاي هوشمند آنها را مورد حمله قرار مي دهند. اين جنگنده تمامي استانداردهاي جنگنده هاي غربي را دارد و مجهز به جديدترين سلاح جنگي روسي است. همچنين داراي سيستم دفاع در حال پرواز بوده و قادر است تا شش تن مواد منفجره و سلاح را حمل کند.